مصاحبههای کاری یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین دقایق تعیینکنندهی زندگی حرفهای هر شخص بهحساب میآید. مردم معمولاً با استرس وارد جلسات مصاحبه میشوند. این استرس و اضطراب میتواند پتانسیل ما را کمتر از آن چیزی که هست نشان دهد و بعید نیست که شانسی را به خاطر آگاهی پایین در نحوه پاسخ دادن به سؤالات از دست بدهیم. فرقی نمیکند که چقدر تجربه داشته باشید، اگر برای یک کار جدید درخواستی دادهاید هرلحظه ممکن است با شما تماس بگیرند و از شما بخواهند برای توضیحات بیشتر در جلسهای که آن را به مصاحبه کاری میشناسیم شرکت کنید. مصاحبهکنندگان معمولاً افراد سختگیر و پیچیدهای به نظر میرسند چراکه سؤالات آنها هرچند تکراری ولی تعیینکنندهی آینده شغلی شما هستند. آقای بری دکسلر با بیش از ۳۰ سال تجربهی حضور در بخش منابع انسانی سازمانهای مهمی چون برادران لهمان و گروه بانکی لویدز به نحوهی پاسخ دادن به ۷ پرسش معمول در مصاحبه کاری اشاره میکند. وی که در بیش از ۱۰۰۰۰ جلسهی مصاحبه کاری حضورداشته است سؤالات متداول در این بخشها را به شرح زیر برمیشمارد:
۱- در مصاحبه کاری اولین سوال اینه که بزرگ ترین ایراد شما چیست؟
سؤالی که خیلی از مصاحبهشوندهها را دستپاچه میکند و البته اضطراب هم میآورد. شاید شما هم با سؤال مواجه شده باشید. اینکه خودمان به بزرگترین عیبمان در جلسهای که میدانیم قضاوت خواهیم شد اقرار کنیم کمی عجیب و نگرانکننده است. از طرفی شما نمیخواهید به این سؤال جواب دهید از طرف دیگر مدیران سازمان از شما انتظار پاسخ دارند. درکسلر به شما توصیه میکند که در این مواقع به یک ضعف طبیعی که در هر انسانی بهصورت موقت ظهور پیدا میکند اشارهکنید و بلافاصله توضیح دهید که چگونه با نقطهضعف خودتان مقابله کردهاید و چه راههایی را برای اصلاح خود بکار گرفتهاید. وی اینگونه مثال میزند. فرض کنید نقطهضعف شما این است که وقتی اشتباهی میکنید تا چند ساعت پریشان و غیرمتمرکز هستید. این شد اقرار شما به نقطهضعفی که در خود دیدهاید. زمان ارائه راهحل و واکنش شما به این مشکل فرارسیده است. بلافاصله به مصاحبهگر خود این توضیح را بدهید که شما با صرف ۱۵ دقیقه برای ریلکس کردن میتوانید آرامش خود را بازگردانید و این تلاشی است که شما برای به دست آوردن دوباره آرامش خود بکار گرفتهاید. درنتیجه شما باوجوداینکه هنوز در ناراحتی آن اشتباه هستید ولی توانستهاید دوباره کارایی قبلی خود را به دست آوردید. به مصاحبهگر خود این اطمینان را بدهید که شما همواره برای گرفتن بهترین تصمیمها به دنبال اطلاعات کاملتری هستید و زمانی هم که اطلاعاتتان کامل نشده است سعی در اخذ بهترین تصمیم خواهید داشت. شاید این بزرگترین عیب شما نباشد و مصاحبهکننده شما با خودش فکر کند که عیبی که شما بیان کردید آنقدر معمولی است که خودش هم ممکن است گرفتارش شده باشد. اما فراموش نکنید که چنین پاسخی بهمراتب بهتر از بیپاسخ گذاشتن سؤال مصاحبهکننده است. یا اینکه با اعتمادبهنفس بگویید من هیچ ایرادی ندارم. کاملاً واضح است که هیچکس بیایراد نیست و احتمالاً کسی که در خود عیبی ندیده باشد خودش تبدیل به بزرگترین عیب برای سازمانش خواهد شد. هماکنون وقت آن رسیده است که جواب این پرسش را برای خودتان به سبک خودتان تمرین کنید.
۲- مهمترین دست آورد شما چه بوده است؟
وقتی این سؤال از دکسلر شد او اینگونه جواب داد که: بهترین دست آورد شما هر چیزی میتواند باشد هر چیزی که شما از انجام دادنش احساس غرور کرده باشید مهم آن است که بتوانید آن دست آورد را بهخوبی توضیح و بهروشنی شرح دهید. فراموش نکنید بهتر است مهمترین دست آورد شما اخیراً برای شما اتفاق افتاده باشد آقای دکسلر اینگونه ادامه میدهد که: به خاطر میآوردم زمانی از شخصی مهمترین دست آوردش را جویا شدم و او به دست آوردی در سن ۱۳ سالگیاش اشاره کرد، درصورتیکه آن مرد هماکنون ۳۰ سال داشت. خندهدار نیست که برای یک مرد سیساله مهمترین دست آورد زندگی در سن ۱۳ سالگی اتفاق افتاده باشد یعنی در پنج سال گذشته اتفاق مهم دیگری نبوده که او را مفتخر به کسب موفقیتی کرده باشد!
چرا فکر میکنید برای شما که موفق به کسب مدرک کارشناسی ارشد شدهاید، دفاع از پایاننامه یک موفقیت مهم محسوب نمیشود. همین اندازه که در جلسه مصاحبه قدرت زیبا جلوه دادن موفقیتهای کوچک خود را داشته باشید به نظر به موفقیت بزرگی دست پیداکردهاید. پسدست بکار شوید و از هماکنون به دست آوردهای مهم ۵ سال اخیر خود فکر کنید.
۳-چه اتفاقی افتاد که آخرین کارت را رها کردی؟
تقریباً غیرممکن است که بجایی دعوت به کار شوید و این سؤال از شما پرسیده نشود. خودتان را بجای کارفرما بگذارید مطمئنا یکی از مهمترین کنجکاویهای کارفرمایان روی همین موضوع هست و شاید مهمترین دلیل این سؤال نحوهی پاسخ شما باشد نه خودپاسخ شما. دکسلر باتجربه اینگونه به ما توصیه میکند که اگر قراردادتان تمامشده یا به هر دلیل دیگری خودتان کار قبلی اتان را ترک کردهاید پاسخ به این سؤال آسان است ولی شاید علت ترک کار اخراج یا درگیری با رئیس قبلیان باشد. در چنین مواقعی پاسخ این سؤال دیگر آسان نیست خیلیها در چنین مواقعی علاوه بر مضطرب شدن حالت پریشانی به خود میگیرند. پس توصیه اول این است که هدف از پرسش را درک کنید اصلاً شاید شما به خاطر کسب حقوق و درآمد بیشتر کار قبلی را کنار گذاشته باشید یا شاید بنا بر دلایل و مشکلات خانوادگی نظیر بیمار شدن یکی از اعضای خانواده اتان مجبور به ترک کار قبلی خود شدهاید این دو هدف متفاوت است و این کلیتی است که کارفرما میخواهد در مورد شما بداند. دگسلر به ما یاد میدهد که هر طور خواستیم به این سؤال جواب دهیم، فقط سعی کنیم در جوابمان حالت شرم و ناراحتی پیدا نشود. یعنی به کارفرما اینگونه القا نکنید که به خاطر بیرون آمدن از آن کار اکنون ناراحت و شرمنده هستید.
۴-خودت را در پنج سال آینده در چه جایگاهی میبینی؟
پیشبینی اینکه شما در ۵ ساله آینده در چه موقعیتی قرار دارید کمی مشکل به نظر میرسد اما در نظر داشته باشید که مصاحبهکننده تنها به دنبال شناخت اهداف شما نیست. او میخواهد میزان انگیزه شما را برای کار در سازمان بسنجد و بداند شما تا چه اندازه به ماندن در سازمان فکر میکنید. بهطور مثال اگر شما قصد دارید در ۵ سال آینده استارآپی در حوزه تخصصی خود راه بی اندازید لازم نیست مستقیماً به آن اشاره نکنید یا اگر قصد ادامه تحصیلدارید اول باید مطمئن شوید که کارفرمای شما با این موضوع مشکلی ندارد و سپس مستقیماً به آن اشارهکنید. توجه داشته باشید که هیچ کارفرمایی دوست ندارد پول یا زمان خود را بیهوده هدر دهد. همیشه خودتان را جای کسی که میخواهد شمارا به استخدام خود درآورد قرار دهید منظور از نگفتن برخی واقعیتها به معنای دروغ گفتن در مورد آنها نیست و به قول یکضرب المثل شیرین پارسی “جز راست نباید گفت. هر راست نشاید گفت” پس در نظر داشته باشید که شایسته نیست به هر راستی و واقعیتی اشارهکنید، علیالخصوص اهدافی که منافع شما و منافع کارفرما را در نقطه مقابل هم قرار میدهند.
۵- چرا این شغل و حرفه را برای خودت انتخاب کردی؟
از آن دسته سؤالات خصوصی است که کارفرماها به خود حق پرسیدن آن را میدهند. اگر کسی درجایی به جز مصاحبه کاری این سؤال را از شما کرد، خود را مجبور به جواب دادن آن نکنید. ولی در جلسات مصاحبه شغلی پرسیدن چنین سؤالی کاملاً متداول است باور کنید یا نه خیلی از مردم سعی میکنند شمارا با این سؤال به چالش بکشند و خیلیها هم برای این پرسش پاسخهای خوبی آماده ندارند، اگر با چنین موقعیتی مواجه شدید تنها سعی کنید با توضیحاتی که در پاسختان میدهید حرارت سؤال را از پرسشگر بگیرید و او را مجذوب توضیحاتتان کنید قبل از آنکه او بتواند شما را گرفتار سؤالات بیشتر خود کند. شغل و حرفه خود را بهخوبی بشناسید و سعی کنید جنبههای مختلف آنرا شرح دهید. در مورد ویژگیهای شخصیتی خود بگویید و نشان دهید که چرا این حرفه و شغل بدرد شما میخورد.
۶- چرا میخواهی به شرکت ما ملحق شوی؟
این هم از آن دسته سؤالاتی است که مدیران علاقه زیادی به پرسیدن آن دارند و خیلیها فکر میکنند هر چه بیشتر از رئیس و سازمان تعریف کنند احتمال موفقیتشان بیشتر هم میشود. نمیتوان گفت تعریف و تمجید از سازمان بیتأثیر است ولی این پاسخ سؤال شما نیست هرچند چاپلوسی این روزها جواب هم میدهد که آنهم بهشرط درست چاپلوسی کردن است! بههرحال فراموش نکنید که در پاسخ به این سؤال خیلی از مردم اشتباه میکنند. آنها اغلب شروع به توصیف شرکت مورد نظرشان میکنند و از برتری های آن می گویند، بجای آنکه به این بپردازند که چرا خودشان میخواهند به این شرکت بپیوندند؟ در اینجا وکسلر به تجربه جالبش در استخدام گروه بانکی لویدرز اشاره میکند. او بیان میکند که خیلی از جوانان مصاحبهشونده به توصیف موفقیتهای سازمان و مهم بودن گروه می پرداختند و اینگونه وانمود میکردند که علت تمایل آنها به استخدام تنها مهم بودن آن سازمان است. درصورتیکه سؤال میپرسید که چرا شما میخواهید در این سازمان استخدام شوید؟ یا به عبارتی چه چیزی در این سازمان موجب شده که فکر کنید میتوانید نیروی خوبی برای آن باشید یا بالعکس سازمان برای شما محل مناسبی باشد؟ اگر سؤال میشد که در مورد این سازمان چه میدانید؟ آن موقع میتوانستید به موفقیتهای سازمان اشارهکنید ولی پرسش در مورد خود شماست. پاسخ خوب و مناسب به این پرسش این است که شما بهدرستی شرح دهید که این شرکت چه نقشی در مسیر آینده شما خواهد داشت و اینکه پیوستن به یک شرکت مهم و بزرگ تا چه اندازه میتواند در موفقیتهای شما و آینده شما نقش ایفا کند. یا بگویید که چقدر مشتاق هستید که بهعنوان جزئی از یک شرکت بزرگ دربیایید. اینها پاسخهایی است که مدیران به شدت اشتیاق دارند در مورد آنها بدانند و پیشبینی کنند که نیرویی که میخواهد به آنها بپیوندد تا چه اندازه برای شروع کار آمادگی دارد. داشتن اطلاعات در مورد سازمان مطمئناً یک مزیت به حساب میآید ولی اینهمهی ماجرا نیست. فراموش نکنید که پیوستن هر شخص به سازمان هم موجب ایجاد تغییرات در فرد متقاضی میشود و هم موجب تغییر در سازمان. پس یک مصاحبهکننده باهوش باید با در نظر داشتن همه این موارد و شنیدن توضیحات متقاضی این کنش و واکنشها را حدس بزند.
۷- دوست داری در سازمان ما به چه جایگاهی دست پیدا کنی؟
سؤالی عجیب با جوابهایی عجیب، مطمئناً منظور از این سؤال شنیدن توضیحات اضافی در مورد شغل و کار شما نیست. جالب است بدانید که پاسخهایی که مردم به این سؤال دادهاند کاملاً عجیب و غیرمعمول بوده است و نشان از عدم درک درست آنها از این سؤال دارد. به عقیده درکسلر آنچه در پاسخ شنیده میشود با مفهوم شغل و تعریفی که از نقشهای کاری میشود کاملاً متفاوت است. درصورتیکه مصاحبهگر میخواهد شما جنبههای مختلف شغل موردنظر خود را برای او شرح دهید تا او بفهمد تا چه اندازه به کار اشراف دارید شاید خندهدار به نظر برسد ولی دریکی از این جلسات مصاحبه دکسلر با جوانی روبرو شد که بعد از شنیدن این سؤال در پاسخ به تمایل برای داشتن یک اتاقی اختصاصی و خلوت اشاراتی کرد. توضیحاتی که بههیچوجه به سؤال مربوط نمیشد و نشان از فهم و درک غلط او از سؤال داشت در حقیقت هدف مصاحبهکنندگان از پرسیدن این سؤال این است که از پاسخ شما بفهمند که شما تا چه اندازه با شغلی که برای آن دعوت به کارشدهاید آشنایی دارید و تا چه حد به زوایای آن اشراف دارید.
امیدوارم مطالعه این مقاله برای کسانی که قصد حضور در یک جلسه مصاحبهی کاری را دارند مفید واقع شود. توجه داشته باشید که در جلسات مصاحبه همیشه بهترینها انتخاب نمیشوند گاهی آنهایی که بهتر از دیگران با سؤالات مواجه میشوند افراد پیروز در پذیرش نهایی هستند. موفقیتهای ما تا اندازهی زیادی به دانش ما برمیگردد. دانشی که میتواند از طریق تجربه با صرف هزینه به دست بیاید یا از طریق مطالعه و آموختن تجربههای دیگران . راه دوم همان راهی است که از طریق این مقاله و سایر مقالات مشابه سعی داریم تا خدمات آموزشی خود را به شما مخاطبان عزیز ارائه دهیم و در این راه خوشحال میشویم شما هم از طریق این سایت تجربیات حرفهای خود را با ما در میان بگذارید.
مقالات بیشتر ما را اینجا دنبال کنید.
- ۹۷/۰۷/۰۴