روانشناسی

  • ۰
  • ۰

شاید فن بیان هیچ سخنرانی به اندازه آبراهام لینکلن در ایالات متحده آمریکا مطرح نباشد؛ خصوصا اگر بخواهیم به صورت اختصاصی سخنرانی‌های رییس جمهورهای ادوار گذشته را تحلیل کنیم. بعد از نطق معروف گتیسبورگ بود که سخنرانی‌های آبراهام لینکلن در ایالت متحده بازتابی گسترده یافت و در دومین مراسم افتتاحیه کار ریاست جمهوری‌اش نیز بسیار تحسین می‌شد و اغلب از آن سخنانی نقل می‌کنند. او در این سخنرانی‌ها توانست دلیل و منطق فعالیت‌های ایالات متحده آمریکا را به وضوح روشن سازد؛ بدون آن که به حاشیه کشیده شود.

افراد بزرگی و صاحب‌نامی در تاریخ فنون خطابه را با روش‌های ابداعی خود دگرگون کردند؛ مثلا در فن بیان هیتلر شاهد زبان بدن متفاوت و اثرگذاری هستیم که شاید در آن زمان کسی فکرش را هم نمی‌کرد تا این حد موثر واقع شود. و یا در نوشتار متن سخنرانی اوباما شاهد سبک متفاوتی هستیم که حاوی نکات ارزنده‌ای برای سخنرانان است.

با این حال در سخنرانی‌های آبراهام لینکلن خصوصا در نطق گتیسبورگ شاهد نکات ارزنده‌ای هستیم که آشنایی با آن‌ها برای کسب تجربیات بیش‌تر در طول سخنرانی خالی از لطف نیست.

۵ درسی که از سخنرانی‌های آبراهام لینکلن باید بیاموزید

بعد از نبرد گتیسبورگ که در آن ۸۰۰۰ سرباز کشته و در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند، برای آن‌ها مراسم یادبودی برگزار شد که در آن از لینکن برای سخنرانی دعوت شد. جالب است بدانید او متن سخنرانی را در پشت پاکت‌نامه و در قطار نوشته بود اما تاثیر عمیق کلماتش تا نسل‌های بعد نیز باقی ماند.

در بخش اول با دو درس مهم از سخنرانی‌های آبراهام لینکلن آشنا شدید: اول شروع نطق با دست گذاشتن روی اشتراک‌هایی که با مخاطب داریم و دوم استفاده از آرایه‌ها و دستگاه‌های ادبی مختلف برای تاثیرگذاری بیش‌تر روی مخاطب.

سایر نکاتی که باید بدانیم عبارتند از:

سخنرانی‌های آبراهام لینکلن

تکرار و تمرکز بر کلمات کلیدی پراهمیت‌تر

تکرار کلمات یکی دیگر از بخش‌های کلیدی در سخنرانی‌های آبراهام لینکلن بود. لینکلن تاکید زیادی روی کلمه به کلمه سخنرانی‌هایش داشت. به برخی از کلماتی که در نطق گتیسورگ لینکلن بیش از سایر کلمات به چشم می‌خورند توجه کنید:

  • ما: ده مرتبه
  • این‌جا: هشت مرتبه
  • مختص ما (اختصاص داده شده به آمریکا): شش مرتبه
  • ملت‌ها: پنج مرتبه

این حجم از تکرار در طول سخنرانی مهمی که در مجموه ۲۷۱ کاراکتر بیش‌تر نداشت شاید در نگاه اول زیاده‌روی به نظر برسد؛ اما با تاکید بر تکرار کلمات کلیدی توجه مخاطبان ناخودآگاه به سمت کلمات هدف ما متمایل می‌شود.

در تصویر زیر، آنالیز تکرار در استفاده از کلمات مختلف توسط آبراهام لینکلن را مشاهده می‌کنید:

سخنرانی‌های آبراهام لینکلن

از این بخش از نطق آبراهام لینکلن چه می‌آموزیم؟

قبل از سخنرانی کلماتی که فکر می‌کنید مرکز ثقل سخنرانی هستند را مشخص کنید. این کلمات را خصوصا در مباحثه‌ها و زمانی تکرار کنید که مخاطبان بیش‌تر روی واژه‌هایی که استفاده می‌کنید تمرکز کرده‌اند. این کلمات معمولا در بخش‌های مهمی مثل عنوان سخنرانی، مقدمه سخنرانی و طراحی اسلایدها مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

استفاده از چارچوب‌های ساده در سخنرانی

از ویژگی‌های سخنرانی‌های آبراهام لینکلن چارچوب‌های ساده‌ای بود که بدون تکلف در بخش‌های مختلف به کار گرفته می‌شد. مثلا در نطق معروف گتیسبورگ مشاهده می‌کنیم که سه زمان حال، گذشته و آینده توسط لینکلن با ارائه جملاتی تاثیرگذار و در چارچوبی ساده بررسی شده است:

گذشته: ۸۷ سال پیش نطق لینکلن با اشاره به امضای اعلامیه استقلال و تشکیل یک ملت تازه شروع شد

حال: او در بخش حال، زمینه کنونی سخنرانی را مورد بررسی قرار می‌دهد و به جنگ داخلی، میدان جنگ بزرگ (گتیسبورگ) و صحنه فداکاری‌هایی اشاره می‌کند که نشان می‌دهد این ملت همچنان در حال آزموده شدن هستند.

آینده: لینکلن آینده را طوری به تصویر می‌کشد که یک رابطه مطلوب بین مردم و دولت ایجاد شده است. در تمام این بخش‌ها، کلمه “ملت” مهم‌ترین عامل پیوند دهنده بخش‌های مختلف به یکدیگر بوده‌اند.

سخنرانی‌های آبراهام لینکلن

از این بخش از نطق آبراهام لینکلن چه می‌آموزیم؟

از این طبقه‌بندی هوشمندانه لینکلن درس مهم “زمان‌سنجی” در سخنرانی را می‌آموزیم. اگر شما هم به وقت‌شناسی در سخنرانی پایبند هستید به نکات زیر توجه کنید:

  1. سخنرانی خود را با گذری بر گذشته شروع کنید. عموما در این بخش به نقاط مثبت در گذشته اشاره می‌شود
  2. در بخش حال توضیح دهید که شما و مخاطبان با عبور از چه چالش‌هایی به زمان فعلی رسیده‌اند. سپس به شرح تعارض‌ها، نقاط منفی و ناهمواری‌های این مسیر بپردازید
  3. در مرحله آخر به شرح آینده‌ای بپردازید که شفاف‌تر است و مخاطب نسبت به وقوع آن ایمان دارد.

سخنرانی‌های آبراهام لینکلن

تمام این سه بخش در بسیاری از انواع سخنرانی‌ها از جمله سخنرانی انتخاباتی به کار گرفته می‌شوند. شاید این متد برای سخنرانی‌های طولانی کافی نباشد اما در سخنرانی‌هایی که با محدودیت زمان رو به رو هستیم و در عین حال به یک متن خاطرانگیز نیاز داریم بهترین گزینه خواهد بود.

فراخوانی شفاف مخاطب به عمل

مرور نطق گتیسبورگ و جزئیات آن این حقیقت را آشکار می‌کند که حتی اگر سخنرانی شما جنبه آگاهی‌بخشی داشت و قرار بود بدون تعامل و گفتگو در حداقل زمان ممکن برگزار شود باز هم می‌توان جمعیت رو به رو را به تعامل و همکاری دعوت کرد.

در نطق گتیسبورگ شاهد آن هستیم که تمام کلمات لینکلن در ارتباط با جنگ داخلی و مسائلی از این قبیل انتخاب شده‌اند. اما در بدنه متن سخنرانی آبراهام لینکلن به صورت مستقیم و غیرمستقیم مخاطبان را به عمل فراخوانی می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد تمام تلاش خود را برای انجام کارهای ناتمام بعد از جنگ داخلی به کار ببندند.

سخنرانی‌های آبراهام لینکلن

از این بخش از نطق آبراهام لینکلن چه می‌آموزیم؟

تعامل در سخنرانی با مخاطبان، یکی از ارکان اصلی در هر سبک و سیاقی است که برای نطق خود برمی‌گزینید. برای فراخوانی شفاف مخاطب به عمل دست به دامن ایما و اشاره نشوید. خواست خود را از مخاطب بخواهید و نظیر آبراهام لینکلن به آن‌ها اعتماد دهید خواست شما باعث سعادتمندی و پیروزی آن‌ها خواهد شد.

فن بیان را کلیک کنید

  • کیمیا یزدانی
  • ۰
  • ۰

متاسفانه تعداد قابل توجهی از ازدواج‌ها و روابط به دلیل خیانت یکی از طرفین، به ورطه نابودی کشانده می‌شود. حتی برخی فکر می‌کنند که این خیانت‌ها بخشی طبیعی از زندگی است اما چنین روابط خارج از ازدواجی، به هیچ‌وجه نرمال و قابل قبول نیستند و برای جلوگیری از خیانت همسر باید به دنبال راهکار باشیم.

مهم است که بدانید اگر به شما خیانت شد، تقصیر شما نیست و نباید به خاطر آن ملامت شوید. اما با انجام کارهایی می‌توانید احتمال خیانت را کاهش دهید و مطمئن شوید که رابطه‌تان با طرف مقابل محکم و استوار است.

هرکسی ممکن است دچار وسوسه خیانت شود. باید توجه کنید که شریک زندگی شما، فرد اصلی در زندگی است و اگر به هر نحوی واردرابطه عاشقانه‌ای با فرد دیگر شوید، دچار عدم وفاداری شده‌اید.

هر فرد سالمی ممکن است عاشق بیشتر از یک نفر شود. ذات انسان این است که به دنبال چیزهای خوب باشد و بخواهد بیشتر به دست آورد. این موضوع درباره پول، شهرت و اعتبار، رابطه عاشقانه یا جنسی هم صدق می‌کند. ما انسان‌ها ذاتاً حریص هستیم و از هر چیزی بیشتر می‌خواهیم اما زمانی که با یک فرد دیگر وارد رابطه جدی مانند ازدواج می‌شویم، باید مراقب باشیم و از رابطه حفاظت کنیم. اگر به این مسئله توجه نشود، ممکن است تمام مسائل مهم در زندگی را از دست بدهیم.

جلوگیری از خیانت همسر

البته زمانی که زوجی با هم سازگاری کافی ندارند، احتمال خیانت و جدایی بالاتر می‌رود اما در روابطی که هر دو نفر با هم سازگار هستند، باید بسیار مراقب بود. در ادامه ۸ راه برای جلوگیری از خیانت همسر را ذکر کرده‌ایم:


۱  احساسات شخصی و تصویری صمیمانه را به اشتراک بگذارید

یعنی اینکه سعی کنید طرف مقابل را در تمام بخش‌های زندگی خود وارد کنید و به طور عمیقی با هم آشنا شوید. این شناخت و درک متقابل باید فقط برای شریک زندگی شما باشد و افراد دیگر نباید بتوانند به آن دسترسی پیدا کنند. البته به اشتراک گذاشتن احساسات با دوستان و خانواده که به شما اهمیت می‌دهند و دوستتان دارند؛ هیچ اشکالی ندارد.

۲  صحبت درباره رابطه با شریک زندگی

برای جلوگیری از خیانت همسر زن، شوهر یا به عبارتی شریک زندگی شما، باید محرم رازها و اسرارتان باشد و بتوانید به راحتی درباره رابطه‌تان با او صحبت کنید. یعنی اینکه سخنانی بگویید که فقط بین خودتان دو نفر باقی بماند و شخص دیگری از آن مطلع نشود. تعدادی از زوج‌ها، از ارتباط خوبی برخوردار نیستند که همین موضوع منشاء بسیاری از اختلافات در زندگی است.

۳  لمس کردن طرف مقابل

لمس فردی از جنس مخالف، به طور طبیعی باعث انگیزش جنسی طرفین و بهبود رابطه عاطفی می‌شود. بنابراین توصیه می‌شود برای بهبود رابطه، این کار را هم گاهی با شریک زندگی خود امتحان کنید.

۴  هدیه دادن

هدیه دادن به فردی دیگر، نشانه واضحی از عشق و علاقه است. اما هدیه دادن به شریک زندگی، باعث می‌شود که از مرزهای تعریف‌شده نیز عبور کنید و رابطه خود را بهبود ببخشید. بنابراین در مناسبت‌های مختلف برای او هدیه تهیه کنید.

هدیه دادن به همسر

۵  برای هم وقت بگذارید

در اوقات فراغت و زمانی که وقت کافی دارید، به همراه شریک زندگی‌تان وقت بگذرانید. اینکه وقت‌تان را به شخصی دیگر اختصاص دهید، خیانت است. شما نباید شریک زندگی خود را از این موضوع محروم کنید و با فردی دیگر، بیرون بروید.


 

۶  غذا خوردن با یکدیگر

برای خیلی از افراد، قرار در رستوران با جنس مخالف، راهی برای آغاز رابطه عاطفی است. شاید مجبور شوید بخاطر شرایط کاری، به همراه فردی دیگر غذا بخورید. توجه کنید که این کار باید در یک مکان بسیار عمومی باشد و تمام صحبت‌ها نیز باید بر کار متمرکز شوند.

غذا خوردن

۷  چت‌، تماس، پیامک یا ایمیل خصوصی

هر گونه ارتباط خصوصی که با شریک زندگی‌تان نباشد، نوعی از خیانت است. مثلاً پیام یا تماس‌های مخفیانه با فردی دیگر یا تلاش برای ارتباط عاشقانه با او، خیانت محسوب می‌شود. پس سعی کنید این کار را نکنید چراکه به تدریج ممکن است عاشق فردی دیگر شوید و رابطه را خراب کنید.

 

۸  انجام کاری خاص برای طرف مقابل

وقتی کاری خاص را برای فردی دیگر انجام می‌دهید، در واقع مهربانی و محبت خود را نشان داده‌اید. سعی کنید اغلب این کارهای خاص، برای شریک زندگی شما و اعضای خانواده‌تان باشد. اگر برای فردی دیگر، کاری انجام می‌دهید و حس می‌کنید که احتمال ایجاد رابطه عاشقانه میان شما وجود دارد، احتمالاً در مسیر اشتباه قرار گرفته‌اید.

 

به طور کلی، یکی از عمده‌ترین نشانه‌های خیانت به شریک زندگی، این است که فعالیت‌های خود با یک فرد دیگر (که احتمال رابطه عاشقانه دارد) را از او پنهان می‌کنید. اگر کار به جایی برسد که درباره چنین مسائلی دروغ بگویید، در حال حرکت در مسیر خیانت و عدم وفاداری هستید.

افرادی که رابطه‌ زناشویی خوب و یک خانواده دارند، باید از آن مراقبت کنند. سعی کنید در رابطه به وفاداری بیش از هر چیزی اهمیت دهید، در غیر این صورت باارزش‌ترین داریی شما که همان خانواده است، از بین می‌رود

  • کیمیا یزدانی
  • ۰
  • ۰

احساساتی مانند غمگینی، شکست در زندگی و عدم لذت بردن از فعالیت‌های روزانه برای همه ما آشنا هستند اما اگر این موارد باعث ضربه زدن به زندگی ما شوند و مشکلات دیگری برایمان ایجاد کنند، باید آن را افسردگی دانست. در ادامه همراه دانشگاه زندگی باشید تا به افسردگی، نشانه‌ها و دلایل آن و همچنین راه‌هایی برای جلوگیری از این بیماری بپردازیم.

حقایق و اطلاعاتی که باید درباره افسردگی بدانید

  • افسردگی احتمالا در زنان بیشتر از مردان به چشم می‌خورد.
  • یکی از نشانه‌های آن عدم لذت و کاهش علاقه به فعالیت‌هایی است که قبلاً برای فرد، جالب بوده.
  • حوادث زندگی ممکن است باعث عوض شدن خلق و خو شود که به عنوان یکی از علایم افسردگی شناخته می‌شود.
  • دلایل اصلی افسردگی به طور کامل شناخته نشده‌اند اما آن را می‌توان ترکیبی پیچیده از ژنتیک، موارد بیولوژیکی و محیط زندگی و همچنین عوامل فیزیکی دانست.

نشانه‌های ابتلا به افسردگی

افسردگی نشانه‌های متعددی دارد که معمولاً به شکل‌های زیر دیده می‌شوند:

  • خلق و خوی نامناسب و افسرده
  • کاهش علاقه به فعالیت‌هایی که قبلاً از آن لذت می‌بردید، و از دست رفتن تمایل جنسی
  • کاهش وزن بیش از حد (بدون رژیم) یا حس بی‌اشتهایی
  • بی‌خوابی (مشکل در خواب) یا خواب بیش از حد و طولانی
  • مشکل در حرکت و صحبت کردن (کاهش سرعت در آن‌ها)
  • احساس خستگی و فاقد انرژی بودن
  • احساس بی‌ارزشی یا گناهکار بودن
  • ایجاد مشکل در تفکر صحیح و تصمیم گرفتن
  • تفکراتی مانند خودکشی یا فکر کردن به راه‌های آن

افسردگی

دلایل افسردگی کدامند؟

دلایل افسردگی به طور کامل شناخته نشده‌اند اما می‌توان گفت که بیش از یک دلیل و منبع دارد. همان‌طور که اشاره کردیم، افسردگی از مجموعه عواملی مانند ژنتیک، موارد بیولوژیکی، عوامل محیطی و مسائل ذهنی و اجتماعی به وجود می‌آید.

برخی افراد ریسک بیشتری برای ابتلا به افسردگی دارند. این ریسک‌ها شمال موارد زیر هستند:

  • اتفاقات زندگی: مثلاً طلاق و مشکلات کاری یا مشکل در رابطه با دوستان و خانواده، مشکلات مالی و اقتصادی، نگرانی‌ از نظر سلامتی و در کل، اتفاقاتی که استرس‌زا هستند.
  • شخصیت: برخی از شخصیت‌ها، ریسک بیشتری برای افسردگی دارند به ویژه افرادی که قبلاً با فاجعه‌ یا حادثه بسیار ناگواری در زندگی مواجه شده‌اند.
  • عوامل ژنتیکی: وجود وابستگان و افرادی در خانواده که دارای افسردگی هستند، شانس ابتلا را افزایش می‌دهد.
  • حوادث ناگوار در دوران کودکی
  • استفاده زیاد از الکل و مواد مخدر
  • دچار شدن به افسردگی شدید در گذشته: این موضوع می‌تواند باعث شود که افسردگی مدتی بعد بازگردد و تشدید شود.

 

افسردگی

 

چگونه می‌توان از افسردگی پیش‌گیری کرد؟

افسردگی یک وضعیت جدی است که نیاز به مراقبت پزشکی دارد. این بیماری باعث می‌شود که افراد، احساسات و عملکرد متفاوتی داشته باشند. افسردگی می‌تواند به مشکلات جسمی و احساسی مختلفی منجر شود و در نهایت بر روی تمام جنبه‌های زندگی شخصی فرد اثر بگذارد.

خیلی از افراد دارو مصرف می‌کنند، مثل ضدافسردگی‌ها، تا بتوانند بر بیماری غلبه کنند اما روش‌های طبیعی زیادی برای کاهش ریسک ابتلا به بیماری و یا کاهش اثرات آن، وجود دارند.

افسردگی رایج‌ترین نوع بیماری روانی است. این مشکل ممکن است برای هرکسی رخ دهد اما معمولاً در اویل دهه ۲۰ زندگی خود را نشان می‌دهد. زنان نیز احتمال بیشتری برای ابتلا به بیماری دارند. در ادامه با ما همراه باشید تا ۷ روش برای جلوگیری از افسردگی را بیان کنیم:

۱ – از استرس دوری کنید

به نظر می‌رسد که رابطه مستقیمی میان استرس در زندگی شخصی و ابتلا به اضطراب و افسردگی وجود دارد. در سال ۲۰۱۲ تحقیقی بر روی دانش‌آموزان مختلف انجام شد و نتیجه آن مشخص کرد که استرس اثرات منفی فراوانی روی سلامت ذهنی، رضایت از زندگی و سلامت کلی بدن دارد.

مجموعه‌ای از عوامل، از جمله کار، تحصیل، زندگی خانوادگی، یا روابط ممکن است موجب ایجاد استرس شود. بسیار مهم است که در هنگام بروز چنین مشکلی؛ به رفع و درمان آن بپردازید.

از استرس دوری کنید

۲ – تمرین

تمرین کردن، سلامت جسمی و روحی شما را تامین می‌کند. از جمله مزایای ورزش و تمرین، جلوگیری از ابتلا به افسردگی است و می‌توان گفت که هم تمرینات سنگین و هم تمرینات آسان، بسیار مفید هستند.

تمرینات سنگین، باعث می‌شوند که هورمون‌های شادی به نام اندورفین در بدن آزاد شوند و فرد روحیه بهتری داشته باشد. تمرینات آسان نیز باعث می‌شوند که پروتئین‌های خاصی در بدن تولید شوند که قادر هستند عملکرد مغز را بهبود ببخشند.

بسیاری از افراد افسرده، انگیزه کمی برای تمرین دارند، پس بد نیست که برای شروع، چند دقیقه‌ای پیاده‌روی کنند یا به فعالیت‌های موردعلاقه بپردازند. این زمان باید به تدریج بیشتر شود.

 

۳ – غذای مناسب

مغز انسان به مجموعه‌ای از مواد غذایی و ویتامین‌ها نیاز دارد تا بتواند به درستی عمل کند. موسسه رژیم غذایی بریتانیا، می‌گوید که تغییر در رژیم غذایی می‌تواند به وضعیت بیماران مبتلا به افسردگی کمک کند.

  • مصرف چربی‌های غیرمضر به وسیله پختن غذا با روغن زیتون و اضافه کردن دانه‌های مقوی به وعده‌های غذایی.
  • استفاده نکردن از چربی‌های ترنس که در گوشت فرآوری‎‌شده، غذاهای آماده و کیک‌ها یافت می‌شود.
  • مصرف بیشتر میوه‌ها و انواع سبزیجات
  • مصرف غذاهای دارای پروتئین همراه تریپتوفان، مانند ماهی، اسفناج و تخم‌مرغ.
  • خوردن ۶ الی ۸ لیوان آب در روز.
  • دوری از مصرف نوشیدنی‌های کافئینی مثل قهوه.

 

۴ – خواب کافی

نداشتن خواب کافی، تاثیری بسیار بزرگ بر سلامت ذهنی و جسمی افراد دارد و ثابت شده که بی‌خوابی و ابتلا به افسردگی مرتبط هستند.

البته افسردگی هم می‌تواند عاملی برای ابتلا به بی‌خوابی باشد. در ادامه چند تکنیک را برای اینکه بتوانید خواب بهتری داشته باشید، نوشته‌ایم:

  • زمان خاصی برای خواب در نظر بگیرید
  • از وسایل الکترونیکی قبل از خواب استفاده نکنید
  • قبل از خواب، ۳۰ دقیقه را به آرام کردن خود یا مطالعه یک کتاب اختصاص دهید
  • اگر باز هم برای خواب مشکل دارید؛ به محلی آرامی بروید و تمرینات ویژه آرام و ریلکس شدن را انجام دهید
  • تمرین نفس کشیدن را انجام دهید به این صورت که ابتدا به آرامی از طریق بینی، نفس بکشید و سپس آن را از طریق دهان خارج کنید. این کار را چند دقیقه ادامه دهید تا آرام شوید.

افسردگی

 

۵ – استفاده از الکل یا مواد مخدر را کنار بگذارید

طبق تحقیقات، مشخص شده که رابطه مستقیمی میان افسردگی و مشکلات اضطرابی با استفاده از الکل و دیگر مواد مخدر وجود دارد. یک موسسه تحقیقاتی در آمریکا تخمین می‌زند که حدود ۲۰ درصد افرادی که دچار افسردگی هستند، از الکل یا انواعی از مواد مخدر استفاده می‌کنند. لازم به ذکر است که این مواد می‌توانند نشانه‌های افسردگی را شدیدتر کنند و باعث وخیم شدن وضعیت شوند.

 

۶ – از مشاور کمک بگیرید

شما می‌توانید به یک متخصص یا روان‌شناس مراجعه کرده و مشکلات خود را مطرح کنید. این افراد می‌توانند تشخیص دهند که به چه نوع درمانی نیاز دارید و چه روشی می‌تواند برای افسردگی شما، موثر باشد.

معمولا سخن گفتن با افراد غریبه که در کارشان تخصص دارند، از صحبت با خانواده و دوستان آسان‌تر است. بنابراین افراد راحت‌تر درباره مشکلات‌شان حرف می‌زنند و این موضوع به تشخیص راه‌های درمانی کمک می‌کند.

صحبت درباره مشکلات، معمولاً یک موقعیت یک در مقابل یک است اما گروه‌هایی نیز وجود دارند که صحبت در آن‌ها برای برخی از افراد، سودمند است. در این گروه‌ها، افراد حوادث و مشکلات زندگی را بازگو می‌کنند و از دیگران کمک می‌گیرند.

 

۷ – از محرک‌های رایج افسردگی دوری کنید

هر فرد تا جایی که ممکن است باید از محرک‌هایی که باعث استرس و افسردگی می‌شوند، دوری کند. البته این کار همیشه ساده نیست و حتی در مواردی، غیر ممکن است. مثلاً اگر گروهی از افراد یا یک فرد خاص محرک شماست، باید مزایا و معایب دوری از آن‌ها مورد سنجش قرار بگیرد.

حتی یک شغل می‌تواند عامل افسردگی شود اما معمولاً ترک شغل، برای افراد ممکن نیست. قبل از گرفتن چنین تصمیم مهمی در زندگی، باید همه جوانب را بسنجید و ببینید که این موضوع چه تاثیری بر زندگی شما خواهد داشت.

مقالات بیشتر سخنرانی را اینجا بخوانید

  • کیمیا یزدانی
  • ۰
  • ۰

نطق گتیسبورگ لینکلن از معروف‌ترین و شاهکارترین سخنرانی‌های معروف دنیا است. شهرتی که فقط و فقط با ۱۰ جمله به وجود آمده است و باعث شده آبراهام لینکلن به عنوان یکه‌تاز فن خطابه در میان همتایان خود شناخته شود. نطق گتیسبورگ باعث شد از آن پس نام این فرد به عنوان یکی از رئیس جمهورهای آمریکا بر سر زبان ها بیفتد. این در حالی است که قبل از لینکلن و دقیقا در همان روز، سخنرانان دیگری هم نطق نمودند و بیش از یک ساعت در این روز تاریخی برای مردم سخن گفتند، اما هیچ نام و نشانی از آن ها در دست نیست.

چنان چه که پیش از این در تحلیل سخنرانی‌ها در دانشگاه زندگی بررسی کردیم، هر نطقی که ماندگار شده است سرشار از نکات بدیع و تاثیرگذاری می‌باشد که می‌تواند مسیر سخنرانی هر سخنران را عوض کند. ۵ نکته‌ای که در ادامه می‌خوانید ۵ درسی است که بعد از تحلیل نطق گتیسبورگ لینکلن و توسط کارشناسان فن بیان گردآوری شده است. همراه ما باشید.

۵ درسی که از نطق گتیسبورگ لینکلن باید بیاموزید

تا به حال درباره نطق گتیسبورگ آبراهام لینکلن خوانده‌اید؟ این متن کمک می‌کند تا با چارچوب اصلی نطق بی‌همتای آبراهام لینکلن آشنا شوید:

“ما اکنون درگیر جنگی داخلی شده‌ایم که دوام آن ملت یا هر ملت دیگری را که همان رؤیاها و همان اهداف را در سر دارد، به بوته‌ی آزمایش گذاشته‌است. ما در یکی از میدان‌های نبرد همان جنگ گرد هم آمده‌ایم. آمده‌ایم تا بخشی از آن میدان نبرد را به آرامگاه ابدی کسانی اختصاص دهیم که درست در همین‌جا از جان خود گذشتند تا آن ملت به حیاتش ادامه دهد.جهان اهمیتی نخواهد داد و به یاد نخواهد سپرد که ما در اینجا چه گفتیم، اما آنچه آن‌ها در اینجا انجام دادند را نمی‌تواند به فراموشی بسپارد. بر ما زندگان است که تمام تلاشمان را معطوف به کار تمام‌نشده‌ای بکنیم که کسانی که در اینجا جنگیده‌اند تاکنون چنین شرافتمندانه پیش برده‌اندش. بر ماست که تمام تلاشمان را معطوف به وظیفهٔ خطیری کنیم که بر دوش ماست؛ که از این رفتگان عزیز، جانسپاری برای نهضتی که برایش جانسپاری کردند را بیاموزیم.”

نطق گتیسبورگ لینکلن

شروع نطق با دست گذاشتن روی نقاط مشترک

لینکلن با هوشیاری و ذکاوتی که از آن برخوردار بود در شروع سخنرانی تبحر خاصی داشت. او معتقد بود که شروع هر سخنرانی باید با مرز مشترکی بین سخنران و شنونده باشد. به همین دلیل همیشه نطق خود را با جملاتی آغاز می‌کرد که می‌دانست اکثر مخاطبان بدان اعتقاد دارند. مثلا:

“هزاران سال پیش پدران ما به این سرزمین آمدند و ملت جدیدی را در آزادی تمام به وجود آوردند. سپس به این نتیجه رسیدند که همه مردمان با هم برابر هستند”

نطق گتیسبورگ لینکلن

جالب است بدانید اکثر جملات و عباراتی که از لینکلن می‌شنویم حاوی پیشینه تاریخی و البته دینی هستند. مثلا لینکلن به نقل از انجیل در بخشی از نطق خود به سن آدمی اشاره می‌کند و می‌گوید:

عمر ما شش دهه و ده سال است (۷۰ سال) و…

لینکلن حتی در نطق خود به محتوای سخنرانی امضای اعلامیه استقلال در سال ۱۷۷۶ اشاره دارد و به این شکل با دست گذاشتن روی اعتقادات مشترک ملت آمریکا آن‌ها را جذب نطق خود می‌کند:

ما این حقیقت بدیهی را قبول داریم که همه انسان‌ها با هم برابر هستند و توسط خالق یکتا با حقوق خاص غیرقابل انکار به وجود آمده‌اند.

از این بخش از نطق آبراهام لینکلن چه می‌آموزیم؟

آبراهام لینکلن با این ترفند در سخنرانی موفق می‌شود به مخاطب بقبولاند که حرف او مطابق با سخن خداوند است و پیروی از کلام او پیروی از کلام حق است.

آن چه که از این بخش از نطق گتیسبورگ لینکلن می‌آموزیم بیش‌تر به مواقعی مربوط می‌شود که سعی داریم با مواضع خود مخاطبان را قانع کرده و به سمت خود بکشانیم.

نطق گتیسبورگ لینکلن

استفاده از دستگاه‌های ادبی متنوع برای تاثیرگذاری

وقتی صحبت از ظاهر سخنران به میان می آید صرفا قرار نیست به لباس، پوشش و تیپ و استایل او بپردازیم. در فن بیان آبراهام لینکلن بیشتر از لباس و تیپ او، چهره و حالت های شخصی اش به چشم می آید. بسیاری از اسناد حاکی از زشت بودن چهره لینکلن هستند. لینکلن انسانی افسرده و عموما ناراحت بود. چین های پیشانی لینکلن در طول اغلب سخنرانیش بیشتر می شد و پیش از این که می خواست صحبت کند معمولا چند ثانیه حرف هایش را مزه مزه می کرد. اما به جز ظاهر او، ظاهر و لباس کلماتی هم به کار می‌برد به واسطه استفاده زیرکانه از آرایه‌های ادبی آراسته می‌شد.

آرایه‌های زیادی در سخنرانی وجود دارند که متاثر از ادبیات، وارد فنون بیان و خطابه شده‌اند. مثلا استفاده از تقارن در سخنرانی یکی از فنون آشنایی است که معمولا برای افزودن وضوح در گفتار به کار برده می‌شود.

لینکلن از همین تکنیک استفاده می‌کرد تا لحن دوستانه را به لحنی شاعرانه و تاثیرگذارتر تبدیل کند. دو نمونه از دستگاه‌های آرایه‌ای که در این جا می‌خوانیم آرایه تنقاض و سه‌تایی می‌باشند که عینا از نطق گتیسبورگ لینکلن استخراج شده‌اند:

  1. ما نمی‌توانیم وقف کنیم، نمی‌توانیم تخصیص دهیم، نمی‌توانیم این زمین را تقدیس کنیم…(آرایه سه‌تایی)
  2. دولت مردم، توسط مردم، برای مردم…(آرایه سه‌تایی)
  3. برای سربازانی که زندگی خود را دادند تا ملت زندگی کنند( تناقض مرگ سربازان در برابر زندگی ملت)
  4. زمین این که این جا چه گفته است را به خاطر نمی‌سپارد؛ اما آن چه این جا به وقوع پیوسته است را هرگز فراموش نمی‌کند (تناقص فراموشی و به خاطر سپردن)

نطق گتیسبورگ لینکلن

از این بخش از نطق آبراهام لینکلن چه می‌آموزیم؟

نوشتن متن سخنرانی همواره برای همه سخنرانان دغدغه بوده است. اگرچه متون منثور قدیمی نظیر نطق گتیسبورگ لینکلن برای سخنرانی‌های امروزی کاملا کارآمد نیست اما هنوز هم می‌توان از شیوه ظریفانه کاربرد آرایه‌های ادبی در نطق گتیسبورگ لینکلن بهره گرفت.

جملاتی که با استفاده از این دستگاه‌ها آرایش می‌شوند خیلی بهتر در ذهن مخاطب باقی می‌مانند و چنان چه که در ترفندهای ماندگار کردن سخنرانی گفته شد یک سخنران باید با تکرار اما از راه‌های خلاقانه، خشکی و یکنواختی سخنرانی را از بین ببرد، مخاطبی که دچار بی‌حولگی و کسالت شده است را بیدار کرده و در عین حال با بارها پافشاری روی یک مطلب آن را در ذهن مخاطب تثبیت کند.

سخنرانی و فن بیان را کلیک کنید

  • کیمیا یزدانی
  • ۰
  • ۰

کلمات و عباراتی که قرار است تحویل مخاطب داده شوند همیشه دست راست یک سخنران بوده اند. چیزی که بیش از هر عامل دیگری مورد توجه اغلب سخنوران قرار داشته و دارد و ما را از سایر موارد غافل کرده است. غافل از عامل مهم صدا و صوتی که از حنجره ما تولید و به گوش شنوندگان می رسد! راستی تا به حال چه قدر روی صدای خودتان کار کرده اید و اصلا آیا به این وجه از سخنرانی و فن بیان، به عنوان عاملی خدادادی اما قابل اصلاح نگاه کرده اید؟ تا به حال شده است به عنوان یک سخنران مرد، صدای ضبط شده خود گوش دهید و حسرت صدای بم و کلفت تری را بخورید؟

صداهای عمیق، مردانه و به طور کلی آن دست صوت هایی که به نظر مخاطب در حنجره ریشه دوانده اند و اصیل تر هستند همیشه بیش تر از صداهای معمولی که در طول روز می شنویم مورد توجه قرار می گیرند. عموما صدا خصوصا در مردان، می تواند به یکی از به یادماندنی ترین و خاطره انگیزترین بخش های یک سخنرانی تبدیل شود؛ خصوصا اگر مخاطبان شما بانوان ریزبینی باشند که در کنار ظاهر سخنران، بار اطلاعاتی سخنرانی و هر عامل مشابه دیگر به صدای عمیق و مطمئن یک سخنران توجه می کنند!

اگر دل و جرئت کافی را دارید تا شروع به صدادرمانی کنید و صدایتان را در جهت داشتن صوتی هر چه جذابتر و تاثیرگذارتر تغییر دهید همین حالا یک متن کوتاه را باز کرده و شروع به خواندن کنید. در حالی که متن را می خوانید صدایتان را ضبط کرده و حداقل ۲۴ ساعت برای شنیدن صدای خود، زمان بدهید. بعد از ۲۴ ساعت صدا را دوباره گوش کنید و از ترفندهای زیر برای این که صدای بم و کلفت تری داشته باشید لذت ببرید!

ترفندهای کلیدی برای داشتن صدای بم و کلفت تری در سخنرانی

اولین چیزی که برای بم تر یا کلفت تر نمایاندن صدا به ذهن مخاطبان می رسد این است که تصور می کنند این کار در واقع شدنی نیست! البته منطقی هم به نظر می رسد. از زمانی که افراد از دروازه جادویی بلوغ عبور می کنند تقریبا همه چیز از جمله تغییر صدا و جنس آن غیرممکن می شود. به صورت تئوری، کلفت یا نازک بودن صدا در مردان به عامل کلیدی ضخامت تارها یا طناب های صوتی هر فرد بستگی دارد و بنابراین اگر دغدغه تغییر صدا به عنوان سخنران را در سر داشته باشید با این اوصاف، تقریبا دغدغه شما بیهوده است و باید از خیر همه چیز بگذرید!

ترفندهای کلیدی برای داشتن صدای بم و کلفت تری در سخنرانی

پیچ صدای خود را با ترفند “ماسک”پیدا کنید

خیلی از آقایان به دلیل این که صدایشان کلفت تر به نظر برسد و به نظر صدای بم داشته باشند آرام و شمرده صحبت می کنند. اصولا هر چه قدر تن صدا پایین تر می رود کلفتی صدا بیشتر می شود. با این حال برخی از افراد با مشکل تودماغی بودن صدا رو به رو هستند؛ مشکلی که به دلیل صحبت کردن از طریق بینی به وجود می آید و از شدت بم بودن صدا و کلفت تر شدن آن می کاهد.

برای برطرف کردن این معضل توصیه می کنیم از ترفند ماسک استفاده کنید و از این به بعد از ناحیه ماسک تولید صوت نمایید. می پرسید ماسک کجا است؟ ماسک شامل لب ها و پلی است که ما بین لب ها و بینی شما قرار دارد. زمانی که افراد به صورت اصولی طوری صحبت کنند این ناحیه یعنی ناحیه ماسک لرزش مختصری داشته باشد یعنی از ناحیه ماسک در حال گفتگو هستند و می توانند تا حد زیادی مطمئن شوند صدایشان برای مخاطب به اندازه کافی بم و جذاب بوده است!

ترفندهای کلیدی برای داشتن صدای بم و کلفت تری در سخنرانی

صدایی که از ناحیه ماسک خارج می شود همان پیچ بهینه و طبیعی شما است. این صدا هرگز تودماغی نمی شود و با لرزش های آزاردهنده گلو همراه نیست.با این حال صدایی که از ماسک تولید می شود نیز به کمی روغن کاری نیاز دارد!

روغن کاری صدا در ناحیه ماسک!

صداهایی که برای اولین تولید می شوند، مثل صدایی که اول صبح و در اولین لحظه ای که بعد از چند ساعت قرار است صحبت کنیم به گوش می رسد، کمی خش دار هستند. ممکن است در این حالت گوینده به صاف کردن صدای خود نیاز داشته باشد و هراز چندگاهی هم سعی کند با سرفه زدن به اصطلاح صدای خود را برای شروع روز گرم کند!

ترفندهای کلیدی برای داشتن صدای بم و کلفت تری در سخنرانی

بهترین ترفند برای روغن کاری چنین صدایی شروع صحبت ها با “اممممم”، “هممممم” و آواهایی مشابه آن می باشد. در واقع اگر قبل از جمله سازی این کار را انجام دهید می توانید مطمئن شوید جنس صدایتان به اندازه کافی گوش نواز بوده است. در چنین حالتی توصیه می کنیم به اهمیت تن صدا در روابط خود نیز بیشتر توجه کنید.

دلیرانه و قدرتمند، از ناحیه دیافراگم تنفس کنید!

حالا که پیچ طبیعی صدای خود را پیدا کرده ید نوبت به افزودن کمی جذابیت یا بهتر بگوییم، دلربایی به صدای مردانه در طول سخنرانی یا صحبت کردن می رسد. این مهم تنها با شیوه تنفس صحیح در سخنرانی عمومی میسر می شود.

برای شروع با چند مرحله همراه ما باشید نفس عمیقی بکشید؛ آیا شانه و قفسه سینه شما تا حدی به سمت بالا کشیده شد؟ اگر پاسخ شما مثبت است در کمال ناباوری باید اعتراف کنیم که شیوه تنفس شما تا کنون کاملا اشتباه بوده است!

زمانی که شما به عنوان سخنران طوری نفس بکشید که نواحی نامبرده با افزایش ارتفاع نسبی همراه شوند یعنی شما از طریق سینه نفس کشیده اید. چنین تنفسی ضعیف است و باغث فشردگی گلو می شود. به علاوه به صدا نیز فشار می آورد و باعث می شود بعد از مدت کوتاهی خسته شوید. حال آن که یک سخنرانی یکی دو ساعته پیش رو دارید!

ترفندهای کلیدی برای داشتن صدای بم و کلفت تری در سخنرانی

تنفس صحیح زمانی صورت می گیرد که در عین ثابت بودن شانه ها، شکم بالا و پایین برود.

تاثیرات تنفس صحیح روی کیفیت صدا

 

  1. به صدای شما قدرت مضاعف می دهد. برای تست این موضوع چند عبارت را در حالی که مشغول تنفس صحیح هستید انتخاب کرده و به زبان آورید. سعی کنید همزمان بلندتر صحبت کنید. در چنین حالتی قطعا صدای شما پرقدرت تر از گذشته خواهد شد.
  2. صدای شما کلفت تر به نظر می رسد؛ بدون این که ناحیه حلق و گلو خراشیده شود. به این ترتیب رزونانس و جاذبه صدا نیز بیشتر خواهد شد.

ترفندهای کلیدی برای داشتن صدای بم و کلفت تری در سخنرانی

تولید صدای اختصاصی برای سخنرانان

آخرین توصیه ما بسنده کردن به صدای خاص خودتان، به عنوان یک صوت اختصاصی در این دنیا است. همان طور که می دانید صداها مثل چهره ها هیچ وقت صد در صد شبیه هم نمی شود. پس هر سخنران یا گوینده نیز می تواند صدای خاص خودش را داشته باشد. به یاد آورید مورگان فریمن، بازیگر خوش نام و معروف را! او یکی از چهره هایی است که بسیار روی کیفیت صدایش خصوصا در دوران تحصیلی کار کرده است.

هاوارد کوسل، مجری و گزارشگر ورزشی، از چهره های دیگری است که با وجود تودماغی بودن صدای خود توانست دنیا خبر ورزش را فتح کند. طوری که اکنون سراسر دنیا یا شنیدن همین صدای تودماغی به نظر آزاردهنده متوجه می شوند که گزارشگر فوتبال هاوارد کوسل معروف است!

ترفندهای کلیدی برای داشتن صدای بم و کلفت تری در سخنرانی

برای این که صدای بم و کلفت تری داشته باشید از این پس از ترفندهای گفته شده استفاده کند. پایین آوردن تن صدا هر چه قدر هم باعث جذابیت بیشتر شود به دلایلی مثل نامفهوم بودن صدا برای دیگران، ایجاد آسیب های احتمالی و غیرطبیعی شدن صدا منطقی نیست

مقاله ما در مورد انتخاب موضوع جذاب برای کنفرانس را اینجا بخوانید

  • کیمیا یزدانی
  • ۰
  • ۰

روی صحنه ایستاده‌اید، همه چیز برای شروع آماده شده و مشغول نگاه و مرور کردن متنی هستید که از قبل برای سخنرانی آماده کرده بودید. در حال تمرین هستید که با دیدن بخشی از عبارات سوالات متفاوت و الهام‌برانگیزی در ذهنتان ایجاد می‌شود که آرزو می‌کنید ای کاش هرگز این لحظه این سوالات برایتان به وجود نمی‌آمد؛ مثلا این که ربط این جمله با این بخش از سخنرانی چیست و چه ارتباطی در این بین وجود دارد که باعث شده از آن دو عبارت در یک زمان استفاده کنید؟ به راستی این جادو چینش عبارات و کلمات در گذار از مراحل مختلف سخنرانی چیست که کنار هم قرار گرفتن آن‌ها چنین انسجامی در سخنرانی ایجاد می‌کند؟

همین ابهام و سوالات نیز ممکن است برای مخاطبان به وجود آید. مخاطب روی صندلی نشسته و درگیر جریان سخنرانی شده است که از خود می‌پرسد چه طور و به چه دلیل این مسیر ناگهانی عوض می‌شود و سخنران به صورت تصادفی به مباحث جلوتر می‌پردازد و دوباره به همان نقطه بازمی‌گردد.

گذار از مراحل مختلف سخنرانی با جادو چینش کلمات و عبارات در عین حال که ممکن است خیلی دلچسب و غافلگیرکننده باشد ممکن است باعث گمراهی مخاطب نیز بشود. این مشکل زمانی رخ می‌دهد که سخنران از ارتباط درست عبارات و جایگاه صحیح قرارگیری کلمات آگاه نباشد و با چینش نادرست کلمات باعث سردرگمی مخاطب شود.

آن چه که امروز در دانشگاه زندگی بررسی می‌کنیم اصول چینش کلمات و عبارات در متن سخنرانی و ترتیب قرارگیری آن‌ها هنگام سخنرانی می‌باشدو. در پایان نیز به بررسی برخی از مثال‌های کاربردی برای چینش هر چه بهتر کلمات و بهره‌وری هر چه بیش‌تر از قدرت جادویی کلمات می‌پردازیم.

نحوه چینش کلمات و عبارات در نوشتار و ارائه متن سخنرانی

در مباحث آموزش سخنرانی و فن بیان مطلب مهمی تحت عنوان انتقال سخنرانی مطرح می‌شود که اگر تجربه شرکت در سخنرانی‌های کوچک و بزرگ را داشته باشید حتما با معضل ناشی از عدم توجه به این اصل مواجه شده‌اید. اما انتقال سخنرانی چیست و اصلا چرا باید به انتقال از یک جمله به جمله دیگر در سخنرانی تا این حد توجه داشته باشیم؟

نحوه چینش کلمات و عبارات در نوشتار و ارائه متن سخنرانی

نگاهی بر مفهوم “انتقال در سخنرانی”

انتقال در سخنرانی همان استفاده از کلمات و عباراتی می‌باشد که به واسطه قدرت و تطابقی که با موضوع دارند سبب هدایت آرام، جذاب و نامحسوس سخنرانی می‌شوند. این کلمات معمولا شامل گذار از یک تک کلمه به جملات و عبارات بلندتر است اما می‌تواند بسته به موقعیت برای تمام جملاتی که در متن سخنرانی گنجانده شده‌اند استفاده شود.

کلمات انتقال دهنده اتصال بین دو ایده را هموار می‌کنند و باعث می‌شوند سخنران در گذار از یک مطلب به مطلب دیگر کم‌تر به زحمت بیفتد. در مقابل ارتباط بین ایده‌ها و مقصود اصلی سخنران نیز با این ترفند به خوبی آشکار می‌شود. نتیجه این شفافیت درک و فهم بهتر مخاطب از سخنرانی است.

روش‌های چینش کلمات و عبارات به بهترین شکل ممکن در سخنرانی

اصول و اساس چینش کلمات و عبارت را در بسیاری از سخنرانی‌های بزرگ دنیا و مثلا در تحلیل فن بیان و شیوه سخنرانی مارتین لوتر کینگبه خوبی مشاهده می‌کنیم. انواع و اقسام مختلفی از روش‌های انتقال بین جملات در سخنرانی وجود دارد که هر یک، یک ارتباط فعلی را مشخص می‌کنند. برخی سبب تضاد در سخنرانی و جذاب‌تر کردن آن شده و برخی باعث تکیه و تاکید بیش‌تری بر مفهوم قبلی خود می‌شوند.

در ادامه برخی از روش‌های چینش کلمات و عبارات را به همراه تعدادی مثال کاربردی می‌خوانید.

نحوه چینش کلمات و عبارات در نوشتار و ارائه متن سخنرانی

کلمات ربطی برای انتقال بین ایده‌های مشابه

فرض کنید در حال بیان کردن دو مثال، داستان یا تحلیل مشترک هستید و هر دو بار اطلاعاتی مشابهی دارند. در این حالت چینش این دو ایده در سخنرانی به واسطه کلمات زیر منطقی‌تر است:

  • اگر دقت کنیم می‌بینیم که…
  • همچنین
  • این درست مثل این است که…
  • در روشی مشابه می‌بینیم که…

کلمات ربطی برای انتقال از یک ایده به ایده کاملا متضاد

وقتی در سخنرانی به ایده متضاد و مخالف بر می‌خوریم و نوبت به تحلیل آن می‌رسد خیلی بیش‌تر از قبل باید محتاطانه عمل کنیم؛ چون تا به حال مسیر فکری مخاطب شکل گرفته و یک ساختار دیگری در ذهن خود ایجاد کرده است و حالا قرار است همه چیز با یک دیدگاه مخالف به هم بریزد. در چنین حالاتی می‌توانید از کلمات زیر برای انتقال نرم‌تر، آرام‌تر و بی‌دردسرتر استفاده کنید:

  • اگرچه در این بین…
  • در مقابل این موضوع….
  • بر عکس…
  • از طرفی دیگر…
  • اگر تلنگری به اطراف داشته باشیم ….
  • اگرچه نمی‌توانیم موضوع….را انکار کنیم
  • استدلال مخالف این موضوع این چنین است که…
  • اگر نگاهی به سمت مخالف این موضوع داشته باشید…
  • با این حال نمی‌توان انکار کرد که…

نحوه چینش کلمات و عبارات در نوشتار و ارائه متن سخنرانی

کلمات ربطی برای ارائه جزئیات بیش‌تر درباره یک ایده

در حال سخنرانی هستیم و بخشی از یک ایده نیاز به توضیحات جزئی تر دارد. در چنین حالتی از یک ایده به ایده مشابه با مختلف گذار نداشتیم اما به هر حال برای بیان اطلاعات بیش‌تر باید از بخش قبلی گذار کنیم و از این رو به کلمات ربطی زیر نیاز داریم:

  • همچنین
  • علاوه بر این …
  • از این گذشته …
  • نه تنها این، بلکه…
  • به زبان دیگر…

کلمات ربطی برای انتقال از یک ایده به بخش‌های شماره‌گذاری شده

در بسیاری از سخنرانی‌ها بخشی وجود دارد که به واسطه اعداد یا حروف شماره‌گذاری و ترتیب‌بندی شده است. مثلا مراحل انجام یک آزمایش یا راهنما گام به گام یک خرید. در چنین شرایطی کلمات ربطی ما به موارد زیر محدود می‌شوند:

  • اول (اولین گام)…
  • دوم (دومین گام)
  • سوم (سومین گام)
  • قدم آخر

نحوه چینش کلمات و عبارات در نوشتار و ارائه متن سخنرانی

کلمات ربطی برای نمایش رابطه علت و معلولی بین دو ایده متفاوت

سخنران به پشتیبانی از حرف و ایده‌ها در طول سخنرانی نیاز دارد. به علاوه نباید از مخاطب انتظار داشت تا همه چیز را تحلیل کرده و متوجه شود. مثلا همین رابطه علت و معلولی که بین دو ایده مختلف وجود دارد. در این حالت ممکن است سخنران به یک قدم جلوتر برود و مثلا اسلاید آخر را در نیمه سخنرانی مرور کند؛ چون در نتیجه همان ایده‌ای به وجود آمده است که قبلا گفته‌ است.

برای نمایش رابطه علت و معلولی از نمونه‌های زیر در چینش کلمات و عبارات استفاده کنید:

  • از این رو
  • در نتیجه
  • به دلیل این که…
  • این مهم است چون بر اثر….
  • نتیجه این روند…

نحوه چینش کلمات و عبارات در نوشتار و ارائه متن سخنرانی

کلمات ربطی برای عبور از یک ایده و پشتیبانی از آن

در چنین حالاتی ایده دوم مثل مثالی است که هویت و مفهوم ایده قبلی را در بر دارد.

  • به عنوان مثال
  • یک مثال کاربردی در این زمینه…
  • برای فهم بهتر این موضوع…
  • مثال واقعی این موضوع در زندگی واقعی چیست؟
  • اما این موضوع در زندگی واقعی هم ممکن است رخ دهد؟ بله….

کلمات ربطی برای انتقال از مقدمه به بدنه سخنرانی

  • بحث را با …شروع کنیم…
  • برای شروع با توضیح … پیش می‌رویم
  • بگذارید برای شروع درباره ….صحبت کنیم
  • اکنون که چشم‌انداز کاملی درباره بحث داریم بگذارید با …شروع کنیم

کلمات ربطی برای انتقال بحث از یک سخنران به سخنران دیگر

در برخی از سخنرانی‌ها بدون حضور مجری دو سخنران به صورت همزمان سخنرانی می‌کنند. در چنین حالتی بهتر است سخنران اول از کلمات ربطی مناسبی برای اعلام همزمان سخنران بعدی و ختم سخنرانی خود استفاده کند.

  • برای رسیدن به نتیجه قطعی سخنرانی را با X ادامه می‌دهیم
  • در ادامه میکروفون را به X واگذار می‌کنم
  • برای فهم بهتر این موضوع از X کمک می‌گیریم

چند نکته کلیدی برای چینش کلمات و عبارات در سخنرانی

  1. از شمارش غیردقیق و اشتباه  خودداری کنید. برخی از سخنرانان جمله خود را به صورت شماره‌گذاری شده شروع می‌کنند اما در ادامه ذکر شماره را فراموش می‌کنند
  2. از ارتباط بین دو ایده یا جمله اطمینان کسب کنید
  3. ایجاد ارتباط بین دو ایده‌ای که به هیچ وجه به هم مرتبط نیستند مثل روشن کردن راهنما راست خودرو و گردش به چپ است! این دقیقا همان حالتی است که برای مخاطب به وجود می‌آید چون انتظار دیدن و شنیدن چیز دیگری را داشته است
مقالات ما را در سایت دانشگاه زندگی دنبال کنید
  • کیمیا یزدانی
  • ۰
  • ۰

پایان سخنرانی‌ها معمولا با تقدیر و تشکر‌های تکراری و کلیشه‌ای همراه است. اصلا مگر تا به حال سخنرانی یا نطقی در دنیا وجود داشته است که بدون تقدیر از دیگران تمام شده باشد؟! اما یه لحظه فکرش را بکنید پایان سخنرانیتان به جای این جملات سرد، غیرصمیمی و خسته‌کننده مثل شروع مراسم آتش‌بازی یا جشن و سرور شادی‌آور، انرژی‌بخش و پرانگیزه باشد! احتمالا هرگز به این نوع پایان قوی در سخنرانی فکر هم نکرده بودید!

همه ما به خوبی می‌دانیم پایان خیلی از سخنرانی‌هایی که تا کنون شرکت کرده‌ایم ساختاری مشابه داشته اند. یک مقدمه شیک و رسمی یا گاهی طنز و دوستانه‌تر، محتوایی بر حسب موضوع سرگرم‌کننده، علمی، سیاسی و…در نهایت نتیجه‌گیری. گاهی هیچ پایانی هم وجود ندارد و همه چیز خیلی سریع ختم می‌شود. با این حال می‌توان سخنرانی را طوری به پایان رساند که صدای انفجار آن حتی آخر سخنرانی و زمانی که شنوندگان بی‌حوصله و بی‌رمق شده‌اند مخاطب را به وجد آورد.

برای داشتن پایان قوی در سخنرانی، ۶ تکنیک معجزه‌آسا و کاربردی را بعد از تحقیق و آنالیز پایان سخنرانی‌ها، در مطلب امروز دانشگاه زندگی با شما به اشتراک می‌گذاریم. همراه ما باشید.

تکنیک‌های کلیدی برای داشتن پایان قوی در سخنرانی

بر خلاف روش تمرین سخنرانی که برای بسیاری از سیاستمداران، بازرگانان و افراد صاحب نام اختصاصی و متفاوت است پایان همه سخنرانی‌ها به این شکل تمام می‌شود: از توجه شما به سخنرانی متشکرم! اگر نگاهی به معروف‌ترین و پرمخاطب‌ترین سخنرانی‌های یوتیوب که در نیمه سال ۲۰۱۷ و پس از آن صورت گرفته داشته باشید می‌بینید که اکثر قریب به اتفاق آن‌ها با قدردانی سخنران در پایان سخنرانی به اتمام رسیده‌اند.

در ادامه متوجه می‌شوید که چه طور می‌توان از این چارچوب تکراری و خسته‌کننده در سخنرانی خارج شد و پایان قوی در سخنرانی داشت.

تکنیک‌های کلیدی برای داشتن پایان قوی در سخنرانی

پایان‌های قوی در معروف‌ترین سخنرانی‌های تاریخ

در دوران انقلاب آمریکا، استعمارگران در ارتباط با جنگ پیش رو بسیار با هم بحث می‌کردند. پاتریک هنری در ۲۳ مارس ۱۷۷۵ با این جمله، پایان سخنرانی گروهی را تند و تیز کرد و صحنه را ترک نمود:

زندگی و صلح اگر به قیمت برده‌داری و غل و زنجیر به دست آیند شیرین و دوست‌داشتنی هستند؟ از این آزادی گریز کنید. به من یا آزادی بدهید یا مرگ!

ویلیام جینینگز برین در کنوانسیون ملی دموکرات در سال ۱۸۹۶، سخنان تند و هیجانی خود را علیه استانداردهای طلا در پولی ملی به شکل زیر به پایان می‌رساند:

با وجود این ملت و دنیایی که پشت سر ما قرار دارد و با در نظر گرفتن منافع کارگران به تمام نیازهای مردم برای استاندارد طلا پاسخ خواهیم داد.

در مقابل تهدید آلمانی برای حمله به انگلستان در جنگ جهانی دوم، وینستون چرچیل در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۴۰ از همه بریتانیایی ها خواست تا برای آمادگی جهت جنگیدن احیای روحیه کنند. همان طور که قبلا هم در سخنرانی به سبک چرچیل گفته شد، وینستون چرچیل در سخنرانی و مجذوب کردن مخاطبان مهارت بالایی داشت. وی با داشتن پایان قوی در سخنرانی که در سال ۱۹۴۰ برگزار شد نطق خود را به این شکل به اتمام رساند:

۶ تکنیک برای یک پایان متمایز و و قوی بعد از سخنرانی

پیتر جفری از هنرمندان انگلیسی در ارتباط با داشتن پایان قوی در سخنرانی می‌گوید: همان طور که یک کمدین باید صحنه را در حالی که مخاطبان می‌خندند ترک کند، سخنران هم باید صحنه را در حالی که مخاطبان در حال فکر کردن هستند رها کند.

تکنیک‌های کلیدی برای داشتن پایان قوی در سخنرانی

ترفندهای زیر به سخنرانان کمک می‌کنند تا پایانی هدفمند و جذاب‌تر داشته باشند؛ طوری که مخاطب در پایان سخنرانی به فکر فرو رود.

پایان حمایتی در سخنرانی

تکنیک ساده‌ای که بارها در سخنرانی‌های مختلف به کار برده‌اید پایان حمایتی می‌باشد. همان روشی که با استفاده از آن به نکات قبلی عقب گرد می‌کنید و با استفاده از پایان، روی مطالبی که در طول سخنران یا ابتدا آن مطرح شد تاکید می‌کنید.

در این روش سخنران معمولا از نقل‌قول‌ها یا حکایت‌ها استفاده می‌کند و بلافاصله می‌گوید: حالا به همان جایی رسیدیم که ابتدا سخنرانی بودیم.

احتمالا در این روش درگیر تکرار در فن بیان خود شوید. در این صورت می‌توانید با استفاده از تقارن در سخنرانی، جملات را به شکل جذاب‌تری تکرار کنید.

پایان چالش‌برانگیز در سخنرانی

یکی از بهترین روش‌ها برای پایان سخنرانی درخواست از مخاطبان برای به کارگیری آن چیزی است که در سخنرانی گفته‌اید. مثلا فرض کنید به عنوان مدرس فن بیان در حال سخنرانی هستید و طی آن تکنیک‌های تنفس صحیح در طول سخنرانی را بررسی کردید. در این حالت می‌توانید از مخاطبان در پایان سخنرانی بخواهید پیش از ترک سالن یک بار درست و اصولی نفس بکشند و به این روش آن‌ها را به یک چالش وارد کنید.

تکنیک‌های کلیدی برای داشتن پایان قوی در سخنرانی

پایان سخنرانی با استفاده از کلمات طنین‌انداز

برای داشتن پایان قوی در سخنرانی این بار می‌توانید روی یک کلمه تمرکز کنید. این کلمه نماینده شما می‌شود و در پایان سخنرانی روی آنها تمرکز و یش‌تری هنگام تلفظ دارید. در نمونه زیر روی کلمه انجام دادن تمرکز شده و مدام طنین آن به گوش مخاطب می‌خورد و به این شکل ماندگارتر می‌شود:

۴۵۰ سال قبل از میلاد مسیح، کنفسیوس گفت: آن چه که می‌شنوم را فراموش می‌کنم، آن چه که می‌بینم را به یاد می‌سپارم و آن چه که انجام می‌دهم را می‌فهمم. امروز ما آن چه را که مجبور بودیم شنیدیم، آن چه که نیاز داشتیم را دیدیم و آن چه که از ما خواستند را انجام دادیم!

پایان تکرارشونده در سخنرانی

یکی دیگر از خلاقیت‌های مهم و کارآمد در سخنرانی پیدا کردن ساختارها و جملاتی هستند که ظرفیت تکرار و تقارن را دارند. جملات تکرارشنونده بسیار برای گوش دل‌نشین هستند و به پشتیبانی از ایده جهت ماندگار کردن سخنرانی کمک می‌کنند.

به ساختار زیر توجه کنید:

معماران نمی توانند آن را بازسازی کنند
شرکت ها نمی توانند آن را ادغام کنند
کلیساها نمیتوانند آن را تلقین کنند
توسعه دهندگان نمی توانند آن را از راه نوآوری تولید کنند
مهندسان نمی توانند آن را محاسبه کنند
دولت ها نمی توانند آن را تصویب کنند
قضات نمی توانند درباره تصمیم بگیرند
وکلا نمی توانند آن را محاکمه کنند
تولیدکنندگان نمی توانند آن را تولید کنند
سیاستمداران نمی توانند آن را بپذیرند
دانشمندان نمی توانند آن را بیان کند
تکنسین ها نمی توانند آن را تولید کنند
فقط شما هستید که می توانید موسیقی را موزون کنید!

تکنیک‌های کلیدی برای داشتن پایان قوی در سخنرانی

پایان سخنرانی با فیلم و عکس

چه بهتر که برای داشتن پایان قوی در سخنرانی از فیلم و عکس‌هایی استفاده کنید که ارتباط نزدیکی به مفهوم و مقصود اصلی شما در سخنرانی دارند. مثلا اگر مضمون سخنرانی شما با اثر هنری/ سینمایی ارتباط دارد حتما از این فیلم نام ببرید.

پایان سخنرانی با بازخوانی مطالب

فرض کنید در بخش اول سخنرانی به مطلبی اشاره کردید و در پایان سخنرانی قرار است با نتیجه‌گیری، بازمانده بخش اول را تکمیل کنید. این روش همان بازخوانی مطالب است که به سخنران کمک می‌کند بخش‌هایی را که ناکامل در اواسط سخنرانی رها کرده بود تکمیل نماید. به مثال زیر دقت کنید:

به یاد دارید ابتدا سخنرانی و دستانی را که به سبب فشار کاری خراشیده و ضمخت شده بودند؟ حالا همان دستان ظرافت انجام دشوارترین اعمال جراحی را یافتند

سخنرانی و فن بیان را کلیک کنید

  • کیمیا یزدانی
  • ۰
  • ۰

در میان تمام موجودات هستی تنها انسان است که با نیرو آگاهی و قدرت تصمیم‌گیری منحصر به فردی که دارد می‌تواند مسئولیت‌پذیر باشد و مسئولیت اقدامات خود را نیز بر عهده بگیرد. برگزاری یک سخنرانی هم از بزرگ‌ترین تصمیماتی است که یک سخنران بر عهده می‌گیرد و مسئولیت خطیر سخنرانی در مقابل جمع کوچک و بزرگ را عهده‌دار می‌شود. سخنرانان بزرگ و ماهری که به واسطه مهارت‌ها و فنون بیان بی‌نظیرشان نزد مخاطبان شناخته می‌شوند در واقع هنرپیشه‌هایی روی صحنه تئاتر هستند که تصمیم‌ می‌گیرند عکس‌العمل نشان دهند، روی صحنه اجرا کنند، ‘گاهی توقف داشته باشند و در مجموع نمایش بی‌نظیری را ارائه دهند. با این حال حساسیت یک سخنرانی و وجود یک سخنران مسئولیت‌پذیر فراتر از نمایش هملت، مکبث و امثال آن است!

در سخنرانی بر خلاف تئاتر مخاطبان انتظار دارند قطعا علاوه بر درگیری فکری و احساسی، اطلاعات درخور و باارزشی را به خانه ببرند. آن‌ها سخنران را بر اساس توانمندی‌هایش در انتقال اطلاعات و قانع کردن مخاطبان ارزیابی می‌کنند و توقع دارند فن بیان سخنران به حدی قوی باشد که بتوانند تمام آموخته‌های خود را به یاد بسپارند و از آن نهایت استفاده را ببرند. احتمالا اگر سخنران در نهایت آمادگی، آراستگی و تسلط به مطالب سخنرانی کند مخاطبان توجه بیش‌تری نسبت به سخنان او خواهند داشت؛ اما به نظر نمی‌رسد تنها این موارد و تمام آن چه که تا کنون در دانشگاه زندگی بدان پرداختیم برای یک سخنرانی موفقیت‌آمیز کافی باشد. مسئولیت‌پذیری جنبه مهم دیگری از سخنرانی می‌باشد که برای سخنران لازم است.

در ادامه می‌خوانید که  یک سخنران چه طور و از چه راه‌هایی می‌تواند نسبت به مخاطبان خود مسئولیت‌پذیر باشد.

۵ راه برای این که یک سخنران مسئولیت‌پذیر باشید

مهم‌ترین مسئولیتی که بر عهده هر سخنران است کسب اطمینان از متمرکز بودن مخاطبان می‌باشد. کسب آمادگی پیش از سخنرانی مهم است اما همراهی با جریان سخنرانی، تطابق با مخاطبان، انعطاف‌پذیری نسبت به شرایط سخنرانی، لخن مناسب و الگو منطقی در پیشبرد سخنرانی همه و همه از جمله مسئولیت‌هایی هستند که یک سخنران با برگزاری یک سخنرانی ناخواسته برعهده می‌گیرد. اما چه طور باید از پس این مسئولیت مهم با موفقیت برآید؟!

5 راه برای این که یک سخنران مسئولیت‌پذیر باشید

برای تقویت اعتماد به نفس خود دوپینگ کنید!

از اولین نیازهای یک سخنران تقویت اعتماد به نفس است. برای این که بتوانید از تمام دانسته‌ها و مهارت‌های خود روی صحنه استفاده کنید اعتماد به نفس خود را تقویت کنید. بهترین راه اجرا روی صحنه است. اگر هنوز در امر سخنرانی حرفه‌ای نشدید می‌توانید میزان توانمندی خود را با برگزاری سخنرانی‌های کوچک و بدون فکر کردن به جنبه مالی سخنرانی تقویت کنید. سخنرانی‌های کوچکی هم که به صورت گروهی و در جمع‌های دوستانه برگزار می‌شوند موقعیت خوبی برای تمرین آموخته‌ها هستند.

نکات زیر کمک می‌کنند تا در مسیر تقویت اعتماد به نفس، دوپینگ کنید و زودتر نتیجه بگیرید:

  • در طول اجرا هرگز به احتمال خطا و اشتباه فکر نکنید؛ چون فرصت خلاقیت را از شما سلب می‌کند
  • برای اقدامات خود از قبل فکر کنید و روی صحنه پیش از عکس‌العمل برای فکر کردن مکث نکنید
  • صحنه سخنرانی، مشابه صحنه تئاتر است و سخنران می‌تواند در هر نقشی ظاهر شود. چه بهتر که خود واقعیتان را به نمایش بگذارید

بین مخاطبان کنکاش و جستجو کنید

فرقی نمی‌کند چه میزان برای سخنرانی آماده هستید، چه قدر تجربه دارید یا چه قدر در مدیریت سخنرانی مهارت دارید؛ از ویژگی‌های یک سخنران مسئولیت‌پذیر شناخت مخاطبان و استفاده از آن برای بهتر شدن سخنرانی است. این موضوع حتی اگر موضوع سخنرانی شما و مطلب کلیدی آن در هر زمان ثابت باشد صادق است. به همین دلیل هر سخنران و در هر بار سخنرانی باید به تن صدا در برقراری ارتباطدقت کند، به جنس صدایش توجه داشته باشد و هر مرتبه با ترفندهایی در تولید صدا تازه تلاش داشته باشد و بر یکنواختی صدا در سخنرانی غلبه کند و در نهایت استایل متناسب با مخاطبان را انتخاب نماید.

5 راه برای این که یک سخنران مسئولیت‌پذیر باشید

اما اگر می‌خواهید بدانید دقیقا در چه موضوعاتی درباره مخاطبان خود باید کنکاش کنید به نکات زیر توجه نمایید:

  • زمینه علاقمندی‌های آن‌ها به نسبت سخنرانی شما چیست؟ اگر موضوع سخنرانی درباره انتخاب رشته تحصیلی است چه بهتر که درباره علاقمندی‌های مخاطبان خود از قبل بدانید
  • مصرف‌کننده کدام کالا، محصول، خدمت یا فناوری خاص هستند؟
  • فارغ‌التحصیل هستند یا اکثر افراد هنوز مشغول تحصیل می‌باشند؟
  • تا به حال تجربه خاصی از شرکت در سخنرانی مشابه در گذشته دارند؟

5 راه برای این که یک سخنران مسئولیت‌پذیر باشید

لباس سخنرانی را دقیقا برای مخاطبان خود بدوزید!

یک سخنران مسئولیت‌پذیر لباس سخنرانی را دقیقا برای همان کسانی می‌دوزد که قرار است بر تن کنند. در دوخت این لباس لازم است به دو فاکتور اساسی زیر توجه داشته باشید:

  1. زبان سخنران: زبان سخنرانی خود را مطابق با پیشه یا حرفه مخاطبان تنظیم کنید. مثلا سخنرانی درباره مسائل مالی میان جمعی از بانکداران جذاب‌تر است
  2. قالب سخنرانی: در انتخاب زمینه یا قالب سخنرانی به فاکتورهای زیادی از جمله جنسیت مخاطبان، موقعیت تحصیلی و سطح علمی آن‌ها توجه می‌شود

5 راه برای این که یک سخنران مسئولیت‌پذیر باشید

حلقه اتصال خود و مخاطبان را قطع نکنید

چند راه ساده برای گرفتن بازخورد از مخاطب و حفظ تعامل دو جانبه عبارتند از:

مخاطبان خود را برای سوال پرسیدن تشویق کنید

طرح موضوعات به نحوی که در عین شفافیت برای مخاطبان کنجکاو سوال‌برانگیز باشد لازم است. به علاوه هر سخنران می‌تواند در طول سخنرانی سوالاتی را مطرح کند که افراد را به جستجو و حرکت وادارد

در پایان سخنرانی سوال بپرسید

پایان هر سخنرانی یا هر بحث را با یک سوال به اتمام برسانید. استفاده از پرسش‌نامه و پرسش در قالب مسابقه به مشارکت مخاطبان کمک می‌کند

از سوالات مخاطبان سوال تولید کنید

بر اساس تجربیات پیشین خود اکنون می‌توانید سوالاتی را که افراد مختلف در طرح موضوعات مختلف عنوان می‌کنند را حدس بزنید. به علاوه سوالات مخاطبان قبلی ممکن است ابهام مخاطبان فعلی شما باشند و به این ترتیب می‌توانید پاسخ به این سوالات را با طرح پرسش مطرح نمایید

5 راه برای این که یک سخنران مسئولیت‌پذیر باشید

از کاربران بخواهید گفته‌هایتان را تصدیق کنند

اگر به دنبال ایجاد اعتماد بین مخاطبان و سخنران هستید یک راه ساده پرسیدن این سوال از مخاطبان است که آیا مطلب را درک کرده‌اند یا نه؟ ابهامی وجود دارد یا نیازی به توضیح مجدد نیست؟ با این روش مخاطبان مجبور می‌شوند درباره نطق شما اظهار نظر کنند. البته در این بین ممکن است با تیپ‌های شخصیتی پردردسر میان مخاطبان رو به رو شوید که مدیریت سخنران را دشوار می‌کنند

به حالات، نگاه و میزان توجه مخاطبان چارچشمی توجه کنید

یک سخنران مسئولیت‌پذیر به تک تک حرکات و تغییرات ظاهری در چهره مخاطب خود دقت دارد. به برخی از ژست‌ها و حالات نشستن یا ایستادن مخاطبان به صورت پیوسته توجه کنید. نگاه‌های آن‌ها را دنبال کنید. به بیرون یا اطراف نگاه می‌کنند یا به گوشه‌ای خیره شده‌اند؟ در جمعیت موجود چند نفر مشغول چک کردن گوشی موبایل است و چه کسانی برای دیدن گوشی خود اصطلاحا گوشه‌گیر شده‌اند؟ در این بین چند نفر در حال یادداشت‌برداری هستند و فکر می‌کنید تا کنون حواس چند درصد از جمعیت روی شما متمرکز بوده است؟

مقالات آموزشی بیشتر را کلیک کنید

  • کیمیا یزدانی
  • ۰
  • ۰

اینکه پیام شما چگونه به گوش مخاطب برسد، به اندازه خود پیام اهمیت دارد. و هنگامی که درباره روابط بین فردی صحبت می‌کنیم، اهمیت این موضوع بسیار بیشتر است. از این ۵ دلیل برای بهبود روابط بین فردی بهره بگیرید تا خودتان را به خوبی با اطرافیان مرتبط کنید. دانستن این دلایل حتی برای مدیران کمپانی‌ها مفید هستند و آن‌ها را قادر می‌سازند با افراد دیگر، روابط بین فردی بهتری برقرار کنند و هر روز شاهد پیشرفت کمپانی خود باشند. با دانشگاه زندگی همراه شوید.

مدیران معمولاً افرادی را می‌خواهند که نهایت همکاری و تلاش را داشته باشند، در کار خود شفاف باشند و بازخوردها را بپذیرند. در دنیای امروز، روابط بین فردی اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده است زیرا می‌تواند آدم‌ها را به اهدافی فراتر از آنچه در نظر دارند، برساند.

روابط بین فردی

۱  نیروی محرک برای هدف

بچه‌ها شاید روزانه ده‌ها بار از مادرانشان درباره مسائل مختلف سوال بپرسند و به دنبال یافتن «چرا؟» برای همه چیز باشند. ماجراجویی ما انسان‌ها برای هدف و درک مسائل تا بزرگسالی هم درون ما باقی می‌ماند و تغییری نمی‌کند.

این موضوع درباره زندگی کاری ما نیز صادق است. حتی به عنوان کارمندانی ساده، دوست داریم هدف خود را بدانیم و برنامه‌هایی برای آن تهیه کنیم. می‌خواهیم حس کنیم که کارمان باارزش است و بخش مهمی از تیم هستیم. بزرگ شدن در عصر شبکه‌های اجتماعی که پر شده از لایک، اشتراک گذاری و کامنت، این فرصت را در اختیار ما قرار داده است.

اما غایت اصلی در نشان دادن چند هدف کوچک به کارمند خلاصه نشده است، بلکه شامل تصویرسازی اعمالی می‌شود که هر فرد قادر است انجام دهد.  مثلاً، اینکه به طور منظم اطلاعاتی درباره دستاوردهای تیم یا کمپانی به اشتراک بگذارید، کار تاثیرگذار و روحیه‌بخشی است. رسیدن به اهداف به کمک یکدیگر، می‌تواند حس پیشرفت و کار تیمی را در افراد افزایش دهد.


۷۳ از کارمندانی که در کمپانی دارای «هدفی خاص» کار می‌کنند، فعالیت موثرتری در کارشان دارند. علاوه بر این، یک تحقیق جهانی که اخیراً انجام شد، مشخص کرد که در بین ۲۶ هزار عضو شبکه لینکدین، ۷۳ درصد افراد به دنبال کاری هستند که در آن احساس بااهمیت بودن، داشته باشند.

بنابراین یک سیستم روابط میان فردی مناسب، کارمندان را مجاب می‌کند که برای رسیدن به هدفی خاص، با هم همکاری کنند و برای خودشان و کمپانی، موفقیت به دست آورند.

روابط بین فردی

۲  کنترل پیام اصلی و منبع آن را در اختیار بگیرید

کارمندان هیچ‌وقت نباید اخبار مهم درباره کمپانی را از منابع خارجی دریافت کنند. امروزه همه ما به گوشی‌های موبایل دسترسی داریم و هر لحظه می‌توانیم جدیدترین اخبار را مشاهده کنیم که این موضوع باعث ترس بسیاری از کمپانی‌ها می‌شود. تنها راه چاره این است که قبل از رسیدن خبر از منابع خارجی، دیدگاه‌ها و نحوه تفسیر مسائل داخل کمپانی را آماده کنید. این کار نه فقط در شرایط بحرانی، بلکه در فعالیت‌های روزانه توصیه می‌شود.

کمپانی‌ها باید بتوانند روابط بین فردی سریعی ایجاد کنند. بدین صورت که مسائل و اخبار را به شکلی سریع و مطمئن به دست همه کارمندان برسانند. در واقع کار باید به شکل دیجیتالی انجام شود و در دنیای امروز، چه دستگاهی بهتر از موبایل می‌تواند این کار را انجام دهد؟ البته در برخی موارد، لازم است که از مهارت‌ها، روش‌ها و تکنولوژی‌های دیگری برای ایجاد اعتماد و شفافیت، استفاده کرد. این موضوع به کمپانی‌ها کمک می‌کند که پیام‌ها را کنترل کنند. در نتیجه افراد از منابع مختلف و غیرقابل اطمینان این اخبار را نمی‌گیرند و دچار شک و تردید نمی‌شوند.


 

۳  به وعده‌های برند خود عمل کنید و رضایت مشتری را به دست آورید

مشتریان انتظار دارند که یک برند به وعده‌های خود عمل کند و این موضوع، دائمی و همیشگی است. اما کمپانی‌های بزرگ چگونه می‌توانند مطمئن شوند که این موضوع با وجود صدها یا شاید حتی هزاران کارمند و مدیر، عملی می‌شود؟ در واقع این کار باید از طریق روابط بین فردی با کارمندانی که مسئولیت ارائه خدمات یا فروش را بر عهده دارند، انجام شود. افرادی که به خوبی آموزش دیده‌اند و چهره‌های خندان و خوش‌حالی دارند و با مشتری به درستی برخورد می‌کنند، باعث افزایش قدرت برند می‌شوند.

تجربه مشتریان از شما، مهم‌ترین چیزی است که در بازار باید به آن توجه کنید. برندهای معتبر از درون ساخته می‌شود و پیشرفت می‌کنند و این موضوع را در ظاهر نیز نمایش می‎دهند. پس سعی کنید کارمندان را راضی نگه دارید تا این موضوع مستقیماً منجر به رضایت مشتریان شما شود.

رضایت مشتری

۴  در شرایط بحرانی، روابط بین فردی حرف اول را می‌زند

ارتباط به موقع و محتاطانه، کلید اصلی حل مشکلات در بحران‌های داخلی و خارجی است. اینکه کارمندان و سهام‌داران چگونه به حوادث مختلف بنگرند، یکی از عوامل عمده در گسترش این حوادث و تبدیل به بحران، یا حل شدن آن است. البته تحقیقات نشان می‌دهند که مدیران در شرایط بحرانی، بسیار کمتر با کارمندانشان ارتباط برقرار می‌کنند که این موضوع به ضرر آن‌هاست.

روابط بین فردی نه تنها کمک می‌کنند که نظر افراد دیگر درباره یک موقعیت خاص را هدایت کنید، بلکه در مدیریت بحران‌ها در کوتاه‌مدت و بلندمدت نیز موثر است. مدیریت کوتاه‌مدت یعنی همان حادثه‌ای که رخ داده اما مدیریت بلندمدت تمرکز بر روی حفظ اعتبار و شهرت کمپانی و انجام کارهایی برای جلوگیری از تکرار اتفاقات است. می‌توانید با ایجاد ساختاری محکم و مناسب، در شرایط حساس و بحرانی، از طریق روابط بین فردی این مشکلات را مدیریت کنید.


۵  فضای کاری بهتری بسازید

فضای کاری بهتر، از دو جهت به کمپانی‌ها کمک می‌کند: اول اینکه باعث می‌شود کارمندان فعلی را از دست ندهید و دوم، این است که استعدادهای جدید به سمت شما جذب خواهند شد.

نرخ خروج کارمندان از شغل‌هایشان در حال افزایش است که این موضوع به ضرر کمپانی‌ها تمام می‌شود. در نظرسنجی‌ها مشخص شده که تا ۴۰ درصد افراد؛ قصد دارند در یکی دو سال آینده، موقعیت شغلی خود را عوض کنند. حالا کمپانی‌ها باید تلاش کنند که کارمندان خوبشان را نگه دارند و اینجاست که بازهم روابط بین فردی به کمک می‌آید. روابط بین فردی باعث می‌شود که دائماً بازخوردهایی دریافت شود و اهداف جدیدی به وجود آید؛ که این موضوع کیفیت فعالیت افراد را افزایش می‌دهد. در نهایت نرخ خروج کارمندان کم می‌شود که حفظ سرمایه کمپانی را در پی دارد.

فرقی ندارد که بخواهید افراد بااستعداد را جذب کنید یا آن‌ها را نگه دارید و در هر صورت، به سیستم روابط بین فردی مناسبی نیاز دارید و همچنین یک فضای کاری خوب که باعث پیشرفت افراد شود.

در نهایت، هیچ تبلیغی بهتر از کارمندان راضی و مشتریان خوش‌حال، برای برند شما وجود ندارد. پس سعی کنید با استفاد از دلایلی که ذکر کردیم، ابتدا کارمندان را به فعالیت مفید وادار کنید و سپس به هدف اصلی که رضایت مشتریان از برند است، برسید.

  • کیمیا یزدانی
  • ۰
  • ۰

افرادی که توسط احساسات‌ خود کنترل می‌شوند، عموماً یک وجه اشتراک خاص دارند: کاری را انجام می‌دهند که به آن‌ها حسِ راحتی بدهد. به عبارت دیگر، احساسات آن‌ها با (احساس خوب) و (احساس بد) دسته‌بندی می‌شود. درحالی که (احساس خوب) و (کاری که فی‌نفسه خوب است) باید در اولویت باشد.

 

آسیب‌های روحی احساس خوبی را تداعی نمی‌کنند، اما به خودی خود مفید هستند. به تأخیرانداختن کارها حس راحتی دارد، اما عمل مفیدی نیست. این رویه برای خیلی از اعمال نیز صادق هستند: خوردن یک وعده غذای سالم، رفتن به باشگاه‌های ورزشی یا تماس‌گرفتن با والدین. اگر به احساسات‌تان اجازه بدهید تا شمارا کنترل کنند، پس نباید انتظار هیچ پیشرفتی را در زندگی داشته باشید. مدام از خود می‌پرسید که چرا در یک سیرِ مدور از الگوها، عادات و روابط ناسالم در گردش هستید.

جواب این سوال این است که شما بلد نیستید چطور احساسات خود را در خصوص کاری که باید انجام دهید سازمان‌دهی کنید، یا چطور فکر کنید.

سازمان‌دهی احساسات در واقع قراردادن آن‌ها در بسترها و زمینه‌های مختلف است. با این کار متوجه خواهید که منشأ آن‌ها کجاست و آیا برای شما سودمند هستند یا خیر. شما از احساسات‌ تان آگاهی دارید، اما توجه به آن‌ها قرار نیست کمک‌حالِ شما در زندگی باشد. برای این منظور، باید آن هارا بشناسید، کالبدشکافی کنید و در مسیری مفید از آن‌ها استفاده کنید.

کنترل احساسات

چطور باید شروع کنید؟ این هم اقدامی برای شروع کار:

  1. یک لیست از احساسات‌تان درست کنید.

    اگر فکر می‌کنید نیاز به این کار هست، پس صبح روز بعد که از خواب بیدار شدید، لیستی از احساسات و افکار مختلف‌تان ترتیب دهید. اگر این لیست شامل موارد متناقضی می‌شود، اصلاً اشکالی ندارد. لیست شما می‌تواند بدین شکل باشد: (امروز واقعاً خسته هستم و انرژی کافی برای سرکاررفتن را ندارمیا (برای اتمام این پروژه و مسافرت آخر هفته خیلی هیجان‌زده هستم. می‌خواهم قبل از سفر، پروژه را تکمیل کنم).

  2. درطول روز، به نیازهای مختلف‌تان احترام بگذارید.

    ممکن است برای انجام پروژه زیادی خسته یا زیادی بی‌حوصله باشید. پس به‌جای این‌که خودتان را به زور وادار به انجامِ آن کنید، استراحتی کنید تا ذهن‌تان آرام شود. اکثر مردم رویۀ (همه یا هیچ) را پیش می‌گیرند. یعنی می‌خواهند یا یک کاری را تمام و کمال انجام دهند، یا کلاً سمتش نروند. هیچ‌کدام‌شان راه حل عقلانی‌ای به‌حساب نمی‌آیند.

  3. لیستی از مسائلی که باید نگرانش باشید، درست کنید.

    در یک دفترِ شخصی یا پوشه‌ای در کامپیوترتان، لیستی از چیزهایی که باید نگران‌شان باشید درست کنید. هرچیزی که ممکن است در طول روز شما را آزار دهد را یادداشت کنید. اگر موردی پیدا شد که مدام در طول روز تکرار می‌شود، با نشانِ خاصی علامت‌گذاری‌اش کنید. سپس، زمانی را برای بازبینی لیست ترتیب دهید. وقتی این‌کار را کنید، متوجه می‌شوید که بسیاری از این موارد، کاملاً پوچ بودند. اگرچه بعضی از آن‌ها نیاز به توجه مضاف دارد. اما به‌جای خودخوری، یک طرح عملی برای حل این مسائل به خودتان ارائه دهید. درنهایت، از کشف مسائل آزاردهنده و حل‌وفصل آن‌ها، اعتمادبه‌نفس می‌گیرید و حالا متوجه می‌شوید که چه‌قدر بی‌اهمیت و یا بی‌ربط بوده‌اند.

با یادداشت‌کردن احساسات مختلف و کشف منشأ آن‌ها، سودمندبودن، یا راه حل‌های قابل دسترس برای رهائی از آن‌ها آشکار می‌شوند. با این‌کار، درواقع درسی مهم به خود می‌دهید. فهمِ تفاوت‌های عقلانی بین چیزهائی که می‌توانید کنترل کنید با آن‌هایی که نمی‌توانید. اگرچه تمام این‌ها فقط در صورتی موثراند که اهداف بلندمدت خود را بدانید.

احساسات

داشتنِ اهداف بلندمدت بخش مهمی از سازمان‌دهی احساسات است، چرا که با این عمل، متوجه می‌شوید چیزی که دربلندمدت می‌خواهید، ارزش رنج‌ومشقت را دارد یا خیر. شما قادر به درک تفاوت بین (کاری که احساس خوبی دارد اما فی‌نفسه خوب نیست) با (کاری که احساس خوبی ندارد اما فی‌نفسه خوب است) نیستید. وقتی مردم می‌خواهند بدانند که آیا در زندگی موفق هستند یا نه، سعی می‌کنند با دستاوردهای دیگران در زندگی، خودشان را بسنجند. این یعنی موفقیت شما در گروِ طرز تفکر و یا روش زندگی دیگران است. این امر باعث نمی‌شود تا شما حس تکامل داشته باشید. به جای آن، سعی کنید اهداف خود را واضح‌سازی کنید. این اهداف باید اجتماعی، مالی، حرفه‌ای و شخصی باشند.

اگر زندگی‌تان را براساس خواسته‌ها و تصمیمات فی‌البداهه پایه‌ریزی کنید، خوشحال خواهید بود، اما فقط تا زمانی که متوجهِ فقدان حس تکامل شوید. درعوض اگر زندگی‌تان را براساس اهداف بلندمدت‌تان پایه ریزی کنید، شاید حس راحتی نداشته باشید، اما می‌دانید که ارزشمند است. زندگی مثل یک بازی می‌ماند. بازی‌ای که در آن باید بدانید چه‌چیزی ارزش زحمت‌ومشقت شما را دارد.

بعد از سازمان‌دهی احساسات، متوجه تغییرات عظیمی در زندگی خود می‌شوید چرا که درحال ترکیب احساس و عمل هستید. با استفاده از احساس زندگی‌تان را  تغییر می‌دهید، یا در سمت دیگر، از اهداف مهم و باارزش برای برای پیش‌رفتن به سمت چیزهای ناراحت کمک می‌گیرید. در حین این رویه، یادمی‌گیرید که حس ناراحتی، دشمن شما نیست.

سازماندهی احساسات

سازمان‌دهی احساسات بسیار شبیه به چیزی است که بیماران در علم رفتاردرمانی یادمی‌گیرند. با این‌حال، بسیاری از مردم تا وقتی که علائم‌شان غیرقابل تحمل شود یا ازکنترل خارج شود، پیگیرش نمی‌شوند. این مسئله خجالت‌آور است، چرا که اصول زیادی مارا از رسیدن به این وضعیت بغرنج باز می‌دارند. این هم برخی از اساس این اصول:

  • مشکلات زندگی‌تان را تشخیص دهید.

    اولین قدم این است که بفهمید مشکل زندگی شما چیست یا چه‌چیزی شما را عمیقاً آزار می‌دهد. بدون این آگاهی، هیچ پیشرفتی حاصل نمی‌شود.

  • احساسات، باورها و افکاری که این مشکلات را احاطه کرده‌اند، بشناسید.

    بیماران در مرحلۀ بعدی یادمی‌گیرند که چه افکار و عواطفی مشکلات آن‌ها را فراگرفته، ایجاد کرده یا وابستگی‌ها و فرضیه‌هائی که مسببِ تمرکز بر روی‌شان می‌شود را به‌وجود آورده.

  • افکار مضر را تشخیص دهید.

    افکار منفی هیچ‌وقت انعکاسی از واقعیت نیست‌اند. آن‌ها عموماً غلط یا چندبرابر بزرگ‌تر از اتفاق واقعی هستند. و البته که تمام این آتش‌ها، از گور احساسات‌تان بلند می‌شود.

  • الگوهای نادرست اندیشیدن را تصحیح کنید.

    با ایجاد الگوهای جدید تفکر، قادر خواهید بود تا زندگی خود را تغییر دهید اما در وهلۀ اول، نوع نگاه‌تان به مسائل و تفسیرتان را متحول کنید.

گفتنی است که این تنها گوشۀ کوچکی از علم رفتاردرمانی است، اما نهایتاً، کمک به سازمان‌دهی احساسات و تشخیص منابع‌شان، و همچنین تصحیح و استفادۀ آن‌ها در جهت سود شما، هدف این علم است. افراد موفق نه توسط احساسات‌شان کنترل می‌شوند و نه آن‌هارا پس زده یا نادیده می‌گیرند. احساسات ما خط رابطی است برای فهم چیزی که می‌خواهیم یا نیاز داریم. قرار نیست که ابداً به آن‌ها گوش ندهیم، اما از طرفی گرفتاری در قید و بندِ آن‌ها، سبب نوعی کوریِ عقلی می‌شود.

آموزش فن بیان و سخنرانی را اینجا بخوانید

  • کیمیا یزدانی